تبليغاتX
ஐ مظلومتر از رجايی ஐ
 
     
ஐ مظلومتر از رجايی ஐ  
   
 
 
چند توصيه به جنبش سبز

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه پانزدهم آبان 1388  ساعت 16:59

 

نظر به اینکه طرفداران جنبش سبز در جدیدترین حرکت خود، پشت‌شان را به طرف سخنران می‌کنند، اشاره به نکاتی خالی از لطف نیست:

1- پشت کردن به سخنران فی‌نفسه اشکالی ندارد اما مراقب باشید که آدم نمی‌تواند پشتش را طرف هر کسی بکند. قبل از پشت کردن به سخنران، نیم‌نگاهی به اصل و نسب وی بیندازید بد نیست.

2- خوب است هنگامی که پشت‌تان به سخنران است، از جای خود بلند شوید و دستان‌تان را جلو بیاورید و پاهای‌تان را یکی در میان روی زمین بکوبید. نخستین‌بار این کار را طرفداران «چلسی» در «استنفورد بریج» باب کردند که «آبراهاموویچ» خیلی خوشش آمد. البته مهاجرانی برای تماشای بازی‌های چلسی به لندن نرفت بلکه موضوع امر خیر بود!!

3- برای آزار دادن سخنران لازم نیست که کفش‌تان را بر سر وی بکوبید؛ همین که کفش‌تان را در بیاورید، دفعتا بوی گندی از جوراب‌تان به فضا می‌رود که عن‌قریب سخنران را خفه کند!

4- با استفاده از همین استراتژی«حرکت از پشت» توصیه می‌شود در روز 13 آبان پشت‌تان را به ملت کنید و از امت همیشه در صحنه اردنگی بخورید.

5- در روز 13 آبان خوب است پشت‌تان را به سفارت روسیه کرده و به جای بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه، ساختمان جلویی را اشغال کنید!

6- برعکس خاتمی، به صورت دنده‌عقب از میرحسین عبور کنید!!

7- برای نشان دادن اعتراض خود پشت به قبله نماز بخوانید! البته پشت به قبله، با کفش و ...

8- برای تشویش اذهان عمومی و مشوه کردن فضا، شلوار خود را پشت و رو بپوشید!

9- در حالی که پشت‌تان به سخنران است،‌ به جای اینکه کفش‌تان را مستقیم بر سر سخنران بکوبید، آن را محکم به دیوار بکوبید تا برگردد بخورد به سر طرف!

10- می‌توانید در هنگام پرت کردن کفش خود به سمت دیوار و در فاصله‌ زمانی بازگشت کفش و اصابت به سرتان، اصوات مختلفی روانه طرف مقابل سازید. به عنوان مثال شعار «مرگ بر روسیه» در این فاصله زمانی مناسب است اما پس از احساس درد ناشی از اصابت کفش خودتان به سر خودتان می‌توانید شعارهای دیگری بدهید؛ شعارهایی که توطئه اصابت کفش بر سرتان را برای مردم فاش کند.

11- خواهشمند است بر اساس عمل به ضرب‌المثل معروف «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»
هر کاری را بموقع و در مکان خود انجام دهید.

منبع:وطن امروز

 لینک ثابت ....        

از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  ساعت 14:39

از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو

 قاسم روانبخش-دبیر سیاسی پرتو

مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو در مقايسه با مذاكرات هستهاي دولت اصلاحات با سه كشوراروپايي از جهات مختلفي قابل نقد و بررسي است.
روحيه حاكم بر دولت مدعي اصلاحات، روحيه انفعال و ترس و تحير بود و دشمن نيز آن را به خوبي ميشناخت؛ از اين رو همواره قبل و در حين مذاكرات با هيئت ايراني از زبان تهديد سخن ميگفت. اين سياست كه بوش از آن به سياست هويج و چماق تعبير مي‌كرد، بر آن بود تا ا زطريق تهديد نظامي و تحريم همه جانبه ايران را در مذاكرات به پذيرش هويج يا آبنبات متقاعد سازد.بر اين اساس هر گاه كه به زمان مذاكرات نزديك ميشديم بر شدت تهديدات آمريكا و اتحاديه اروپا افزوده ميشد. در حين مذاكرات نيز تيم ايراني را به اجراي تهديدات در صورت شكست مذاكرات تهديد ميكردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جك استراو وزيرخارجه وقت انگليس د رمذاكرات سعد آباد با مشتي كه بر روي ميز كوبيد و تهديدات قبلي را تكرار كرد فضا به نفع اروپاييها تغيير كرد و تيم ايراني همه چيز را واگذار كرد به طوري كه ديگر حاضر نشدند امتياز چند دانه سانتريفيوژ تحقيقاتي نيز به ايران بدهند. فضاي رعب و وحشت آن چنان بر مذاكرات سايه افكنده بود كه قدرت مقاومت و ايستادگي را در برابر زياده خواهي هاي غربي ها گرفته بود ودايما هيات ايراني از اين ميترسيد كه كشورهاي اروپايي مذاكرات را ترك كرده، به فاز نظامي روي آورند. اين فضاي تهديد كاذب متاسفانه توسط تيم به مسوولان نظام در دولت و مجلس نيز منتقل ميشد و بر تصميمات آن ها نيز تاثير گزار بود. جالب اين كه اين افراد سعي ميكردند به كمك دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت ،رهبري نظام را نيز مرعوب كنند و به پذيرش خواست دشمن وادار نمايند!! نمايندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت سازش در برابر آمريكا از معظم له خواستند در برابر زياده خواهي هاي دشمن تسليم شوند در بخشي از نامه ننگين آن ها به مقام معظم رهبري آمده است: «شايد در صفحات تاريخ پرفراز و نشيب معاصر ايران هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت، تنها با تسامح مي‌توان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل،‌ عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم، دور انديشي و اراده و تدبير حضرت امام خميني و اتكاي به مردم كشور را نجات داد اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكاف‌هاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالا‌ت متحده آمريكا به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نمي‌بيند، براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه هم‌زمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است...» القاكنندگان نااميدي و ترس در دل مردم، در ادامه نوشته‌اند: «اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آن‌كه كيان نظام و مهم‌تر از آن استقلا‌ل و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بي‌ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي‌شود كه امام عزيز راحل روبه‌رو شد. اين اقدام؛ نشانه تدبير، دورانديشي، مصلحت‌جويي و خيرخواهي و توفيق الهي است.» (حيات نو، به نقل از كتاب وسوسه شيطاني)
مقام معظم رهبري در باره خطر اين نوع تفكر براي كشور در جمع دانشجويان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسوولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاي بزرگ خواهد آمد. آن ملت هائي كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‌ علت اين بود كه مسوولان - پيشروان قافله‌ ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهي در بين آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداكار، آماده‌ به جانبازي هستند، منتها مسوولين و روسا وقتي خودشان اين آمادگي را ندارند، نيروهاي آن‌ها هم از بين مي‌رود و اين ظرفيت هم نابود مي‌شود. آن روزي كه شهر اصفهان در دوره‌ شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسين ضعيف بود. اگر جمهوري اسلامي دچار شاه سلطان حسين‌ها بشود، دچار مديران و مسوولاني بشود كه جرات و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمي‌كنند، در مردم خودشان احساس توانائي و قدرت نمي كنند، كار جمهوري اسلامي تمام خواهد بود.» معظم له در آخرين ديدار خود با نمايندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آن ها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انساني كه مرعوب ميشود نمي تواند تصميم بگيرد. مرعوب شدن و عقب نشيني در برابر دشمن حد يقف ندارد. حد يقف آن تسليم در برابر دشمن و عقب نشيني از مواضع انقلاب و پذيرش عامل مستقيم دشمن بر عرصه حاكميت كشوراست.
ولي امروز در مذاكرات ژنو اقتدار نظام اسلامي را همه احساس ميكنند؛ از يك سو سايت هسته اي ايران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام وقت فعاليت ميكند بنابر اين مذاكره، وقت كشي براي ما نيست هرچه مذاكرات ادامه يابد متضرر نمي شويم. در حالي كه در گذشته ادامه مذاكرات به ضرر ملت ايران تمام ميشد چرا كه تاسيسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولاني شدن مذاكرات تاكيد ميورزيد. از سوي ديگر در مذاكرات پيشين اين پيشنهادات اروپايي ها بود كه محور مذاكرات قرار ميگرفت ولي اكنون اين جمهوري اسلامي است كه با بسته پيشنهادي خود محور مذاكرات را تعيين ميكند.در گذشته اگر اين اروپايي ها بودند كه با زدن مشت محكم روي ميز،‌ ايران را تهديد به ترك مذاكره ميكردند و اين ايران بود كه همواره به آن ها خواهش و التماس ميكرد اكنون ايران است كه در برابر 1+5 مشت هاي خودرا گره كرده و آن ها را تهديد به ترك مذاكره ميكند. قبلا اين آمريكا و اروپا بود كه در آستانه مذاكرات از زبان تهديد سخن ميگفت و د ركنار تهديد به چماق،‌ هويج نشان ميداد، ولي امروز اين ايران است كه در آستانه مذاكرات رزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر برگزار ميكند و از سوي ديگر رسما از آماده سازي سايت ديگري به نام سايت «فردو» سخن به ميان ميآورد. و جالب تر از همه اين كه در بسته پيشنهادي سخني از موضوع هسته اي نيست زيرا ايران بحث هسته اي را در چارچوب» ان، پي، تي» پايان يافته تلقي ميكند. وعلاوه بر آن خواهان مذاكره براي خريد اورانيوم با غناي 20درصد براي داروسازي ميشود كه مورد قبول طرف هاي مذاكره كننده قرار ميگيرد. موفقيت ايران در موضوع هستهاي نشان ميدهد كه مديريت سياست خارجي با پيروي از فردي حكيم و مدبر (مقام معظم رهبري) كه همه قوا را ازمقننه و مجريه گرفته تا نيروهاي مسلح در يك جهت هماهنگ مي‌كند، با موفقيت به‌پيش مي‌رود. اين مطلب به اندازه اي روشن است كه پوتين در سفر به تهران رسما اعلام ميكند تا اين حكيم در تهران نشسته باشد هيچ قدرتي نميتواند ايران را به زانو در آورد. ولي به هرحال نبايد در اين ميان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دكتر احمدي نژاد غافل بود، چرا كه اگر فرماندهان رده پايين اطاعت پذير نبودند، فرمايشات آقا به صورت معمول و روان عملي نمي‌شد.
نتيجه: 1) در موضوع هستهاي پرونده ايران مختومه شد.
2) سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شد.
3) ايران از نظر قدرت در كنار كشورهاي 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبديل شد.4) اقتدار سياسي و نظامي و علمي ايران به نمايش گذاشته شد و كشورهاي 1+ 5 با اين مذاكرات عملا آن را به رسميت شناختند 5) پيام اين مذاكرات اين بود كه كشورهاي جهان سومي كه در سايه سياست هاي استعماري عقب مانده نگه داشته شده اند ميتوانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي، كشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست يابند. 6) اگر دولت ها و مسوولان كشور ولايت پذير باشند نتايج شيريني براي كشور و مردم به بار خواهد آمد. چنان چه در امور داخلي از جمله فرهنگ، ولايت مداري خود را به منصه ظهور برسانند و منويات معظم له را عملي سازند يقينا نتايج شيرين تري براي كشور به ارمغان خواهد آمد

 لینک ثابت ....        

بسيجي واقعي، نورعلي شوشتري

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه یکم آبان 1388  ساعت 17:7

امید حسینی

 

اين شعار را كه يادتان هست «بسيجي واقعي، همت بود و باكري». يادتان هست چه آدم‌هايي، چرا، كي و كجا اين شعار را فرياد مي‌زدند؟ اين روزها اگر باز هم سر و كله‌ي آن جماعت پيدا ‌شد و اگر اين بار فرياد زدند «بسيجي واقعي نورعلي شوشتري!» تعجب نكنيد. چرا كه از نظر اين جماعت، بسيجيان و سپاهيان بايد رفته باشند تا واقعي باشند. شهيد شوشتري هم الان زير خاك خوابيده…

اين جماعت، با ديدن سپاهي‌ها و بسيجي‌هاي زنده و در قيد حيات، حالشان بد مي‌شود. اگر يك بسيجي و يا يك سپاهي زنده باشد و از اعتقاد خود و از آرمان خود دفاع كند، از نگاه اين جلبك‌هاي سبز، غيرواقعي است و مورد شديدترين حملات و اتهامات قرار مي‌گيرد. از نگاه آنها، بسيجي واقعي كسي است كه رفته باشد و اگر زنده باشد، بايد بي‌بخار باشد، بي‌خيال باشد، با جلبك‌هاي سبز همراه باشد، ريشه نداشته باشد. آن وقت بسيجي واقعي مي‌شود!

البته اين آدم‌ها وقتي مي‌بينند كه مردم هنوز هم بعد از گذشت سالها، دلشان براي بسيجيان و شهداي مظلوم ايران تنگ مي‌شود و وقتي مي‌بينند فرهنگ بسيجيان واقعي هنوز هم در ايران زنده است، سعي مي‌كنند با جنجال و هياهو آن‌ها را به حاشيه ببرند و دقيقا به همين خاطر است كه عده‌اي شعار مي‌دهند بسيجي واقعي همت بود و باكري!

اگر چه همين را هم به دروغ ادعا مي‌كنند و من معتقدم آنها اصلا هيچ اعتقادي به سپاهيان و بسيجيان زمان جنگ هم ندارند. من به جرات مي‌گويم كه آنها همت و باكري را هم قبول ندارند. مگر همت و باكري چه نقطه اشتراكي با اين جماعت دارند؟ اصلا مگر مساله آنها بر سر يك شخص است؟ مشكل آنها با فرهنگ و اعتقادي است كه همت و باكري به خاطرش به شهادت رسيدند و اگر همت و باكري هم امروز زنده بودند، آنها هم مورد خشم و كينه اين آدم‌ها قرار مي‌گرفتند. همچنان كه اين روزها ياران و هم رزمان همت و باكري به جرم پافشاري بر همان اعتقادات مورد خشم و كينه جلبك‌هاي سبز قرار مي‌گيرند.

 

 ادامه مطلب ....      لینک ثابت ....        

ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه یکم آبان 1388  ساعت 17:3

این شعر را تقدیم میکنم به آنان که میخواهند حماسه حضور ۴۰ میلیونی هموطنانم را به نفع اربابان خود مصادره کنند. آنهائی که مدعی قانونند و خود قانون گریزترین هایند:

 

ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم(۱)

قصد بر هم زدن شهر و شرارت داریم

***

***

جهت جور و جفا بر همه ی خلق الله

ما تقاضای کمی نرمش و فرصت داریم

***

گر که مظلوم بُوَد ظاهرمان غصه نخور

توی خلوت همگی دعویِ قدرت داریم

***

***

چون کلفت است کنون گردنمان، زین بابت

ما ز کیهان و رجا هر دو شکایت داریم(۲)

***

***

از گوگوش(۳) تا رجوی(۴) حامیِ ما میباشند

از همین دست بسی فضل و سعادت داریم

***

***

چِهِل و هفت شهید ره ما زنده شدند!(۵)

کِی خجالت ز چنین گند و فضاحت داریم

***

 

***

زیر لب هم تو مزن حرف عدالت زیرا

نه شجاعیم و نه اینگونه شهامت داریم

***

ما که خود صاحب اموال زیادی هستیم

چه نیازی به  قوانین و قضاوت داریم؟

***

زیر بار سخن حق چو نرفتیم؛ بدان

که آلرژیه (۶)! ! شدیدی به عدالت داریم

***

بس که سرد است هوا، زین سبب از روی نیاز

قصد آتش زدن خانه ی ملت داریم

*** 

گفته بودیم تقلب شده، اما به خدا

نه دلیلی و نه مدرک، و نه حجت داریم

***

هر که حتی به زبان، دشمن اسرائیل است(۷)

با تمام وجنات وی عداوت داریم

***

حال، چون منتظری(۸) و دو سه تا فرد دگر

شخص درمانده پس پرده و عزلت داریم

***

زانکه پوسید کنون یکسره اندیشه ی ما

ره بسوی شب و تاریکی و ظلمت داریم

***

موسوی داده بیانیه، از این رو دیگر

آبروریزیه بسیار و فِضاحت داریم(۹)

***

خاتمی کیست؟ به جز آنکه زند لاف و دروغ

گوید و ما به وی اینگونه ارادت داریم(۱۰)

***

همچو کروبی و مانند دگر اندیشان(۱۱)

نه ادب در سخن و ، اصل و اصالت داریم

***

چون که رو گشته کنون دست خیانتکاران

ز شما جمله تقاضای وساطت داریم(۱۲)

***

مثل بی بی سی و اصحاب وی اندر ایران

حامیه پر گنه و اهل قصاوت داریم(۱۳)

***

***

الغرض، مردم عالم همگی می دانند

قصد صاحب شدن مسند و قدرت داریم

 ***

کار ما نیست همانا بجز اعمال نفاق

کینه از ملت و از خادم امت(۱۴) داریم

***

***

زنده شد یاد منافق، سی اِ خرداد،(۱۴) لذا

ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم(۱۵)

شعر از علی میرزائی مهرماه1388

   وبلاگ نویس شهرما


پاورقی:

۱) ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم. به گمانم این عبارت، از زمان انتخابات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ که به انتخاب شدن محمد خاتمی انجامید؛ با تبلیغ بعضی ها! یواش یواش سر زبان ها افتاد که در انتخابات سال ۸۸ به شدت تبلیغ و ترویج گردید.

۲) یادمان نرود که بعضی ها به همراه جناب آقای موسوی از روزنامه هایی مثل وطن امروز و کیهان و سایت رجانیوز شکایت کرده اند که چرا بر علیه ایشان دست به انتقاد و افشاگری زده اند. آزادی مطبوعات که خب از نظر این عالیجنابان چیزی جز کشک نیست! سوال این است که اگر میتوان به دادگاههای ایران اعتماد کرد پس چرا مدارک تقلب را به دادگاه نبردید تا شکایت کنید؟ چرا به جای مسیر قانونی، اقدام به آتش زدن شهر و خیابان کردید؟ جالب است که این اقدامات از ساعت ۹ صبح شنبه۲۳خرداد انجام شد! یعنی فقط ۱۰ساعت بعد از شروع انتخابات!!! در حالی که هنوز حتی نتایج نیمی از شمارش آرا به طور رسمی از صدا و سیما اعلام نشده بود!!!

۳)گوگوش همون خواننده ایست که در زمان جناب آقای خاتمی از کشور خارج شد و به ما هم ربطی ندارد که چطوری خارج شد!!! و باز هم به ما ربطی ندارد که چطوری الان شال سبز انداخته!!! و باز هم به ما ربطی ندارد که این خانوم چه ارتباطی دارد به آنهایی که بنابر دستور مافوق، در راهپیمائی روز قدس، چادر پوشیده بودند و شال سبز داشتند تا من و شما آنها را متدین بدانیم!!! البته همه ی چادری های آنها از این دست نبودند اما تعداد چادر به سران دستوری سبز در روز قدس کم نبود.

۴)رجوی همون آدمکشی است که اعضای گروهک منحوسش، دست کم ۱۵ هزار نفر را در ایران، بعد از انقلاب ترور کردند. او همان کسی است که در روز سی خرداد۱۳۶۱ و با کمک بنی صدر خائن اقدام به شورش کرد. او عاقبت در بحبوحه جنگ و با حمایت دولت های غربی، به عراق (نه ببخشید به دامان صدام) پناه برد و همه گونه خیانتی در دوران جنگ بر علیه ملت ایران مرتکب شد. او در ادامه و بعد از جنگ اول خلیج فارس و در هنگام قیام شیعیان جنوب عراق، نسبت به قتل عام صدها هزار شیعه اقدام نمود. همچنین در سرکوب برادران و خواهران کرد و سنی ما در عراق نیز مشارکت و تعداد فراوانی از آنان را قتل عام کرد. یه چیزی بگم نخندینا!!! الان همون انگلیسی که از سبزی جماعت حمایت میکنه، از همین بابا هم حمایت میکنه!! تا خود این مردک هم دست کم دو تا بیانیه در حمایت از موسوی و کروبی و  . .داده!!!

۵)یادتان هست میگفتند که هفتاد و دو تا شهید!! دادن؟ این را سایت نوروز میگفت. بعدش گند قضیه در آمد که اکثر اینها یا به مرگ طبیعی مرده بودند و یا زنده اند و یا اصلا وجود خارجی ندارند. خودشان هم اعتراف کردند که برای چیزی حدود ۲۵نفر از آنها مدرک دارند و جالب تر آنکه این تعداد ازآمار اندکی کمتر!! از آمار رسمی کشته شدگان حوادث اخیر است! یعنی آمار کشته شده ها از طرف منابع دولتی، حدود سی نفر اعلام شده بود. نتیجه اخلاقی اینکه اینها بد خالی بسته بودند. نتیجه اخلاقی تر هم اینکه در بحبوحه این شرایط، کسی از دولت دروغ نشنید. البته جالب است بدانید که تعداد زیادی از همین حدود سی نفر هم توسط عناصر مشکوک کشته شدند و حتی از داخل جمعیت معترض مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند.

۶)آلرژِی همان حساسیت است

۷) امثال احمدی نژاد که دو کلمه در مورد هولوکاست سوال کرد و مورد هجوم همین جماعت مدعی اسلام قرار گرفت.

۸)منتظری کسی بود که به سبب خیانت ها و نادانی هایش، مطرود امام خمینی(ره) شد. جالب است بدانید که این اتفاق در زمان نخست وزیری موسوی افتاد. جالبتر این است که بدانید موسوی در جریان همین حوادث اخیر، اقدام به نظرخواهی از منتظری کرد و  . . .حالا یکی بگوید چطور این آقای مهندس مدعی پیروی از خط امام خمینی(ره) است؟

۹) کمترین آبروریزی بیانیه های موسوی این است که دیگر کسی برای حرفش تره هم خورد نمیکند.

۱۰) دو مورد از دروغ های خاتمی: دست دادن با دختران ایتالیائی و دیدار با بنیاد رئیس بنیاد سوروس و هماهنگی جهت اقدامات غیرقانونی در ایران که هر دوی این اعمال توسط بنیاد باران وابسته به خاتمی، تکذیب شده بود ولی اصل هر دو موضوع اثبات شد.

۱۱) دگر اندیشان یعنی مثلا کسانی که اسلام را قبول ندارند یا افرادی از این قبیل که دور کروبی جمع شده بودند و خود او هم از آنها حنایت میکرد و در مناظره اش با احمدی نژاد هم این سخن را بر زبان آورد. راستی کسی نفهمید اون سیصد میلیون تومن آخرش چی شد؟

۱۲) امروز افرادی که قانون شکنی کرده اند؛ دست به دامان این و آن می شوند که به قول خوشان بساط آشتی ملی راه بیندازند!!! شما را نمیدانم اما بنده همه کشته شدگان حوادث اخیر را اعم از بسیجی و معترض را برادر و خواهر خود میدانم و امثال موسوی را باعث خون آنها. آیا میتوان از خون خواهر و برادر گذشت؟

۱۳) کم نیستند رسانه های داخلی که هم صدا با بی بی سی عمل میکنند.

۱۴) خادم امت همان کسی است که به نوکری ملت ایران افتخار میکند.

۱۵) شورش سی خرداد ۱۳۶۱ منافقین به سرکردگی رجوی خائن و بنی صدر فراری، و اغتشاش سی خرداد ۱۳۸۸ جماعت به اصطلاح معترض که تقارن این دو روز با هم خیلی جالب است!!!


شعرهای سبز دیگری در همین زمینه:

شعر سبز داداشی

شعر سبز آبجی خانوم

شعر رسمی راه سبز امید

شعر وطن در پاسخ شعر سبزیها

شعر اعمال حرام مخالفان جنبش سبز!!!

شعر سبز بسیجیه واقعی همت بود و باکری

شعری در مدح موسوی خاتمی و کروبی

شعر مردم ما سبزی پلو دوس دارن

نامه شعری مهم به کروبی

شعر باز هم برای ابطحی

 لینک ثابت ....        

با تأملی در نهج البلاغه ؛میر حسین هم عبرت شد

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه یکم آبان 1388  ساعت 17:0

مهدی خوشنویس

خوشحال نیستیم از اینکه کسانی را که در اطرافمان هستند و یا آنها را می شناسیم مرتکب اعمالی می شوند که سرنوشت آنها برای دیگران درس عبرت می شود و هر گاه فردی را می بینند که اشتباهی مرتکب می شود ،برای تذکر از نام آن فرد استفاده می کنند و سرنوشت او را برای هشدار،یادآوری می کنند.

البته این سنت تاریخ است که تمام وقایع را در دل خود ثبت می کند و به آیندگان منتقل می کند و دیگران با بصیرت و یا عدم بصیرت ،می توانند از سرنوشت خوبها و بدهای تاریخ،استفاده بکنند و یا نکنند.

افرادی که در عبرت تاریخ قرار دارند به فراخور حوادث ریزو درشت پدید آمده،در تاریخ ثبت می شوند و هر چه حوادث پیرامون آن بزرگتر باشد در تاریخ پررنگ تر و هرچه حوادث پیرامونی کوچکتر باشند در تاریخ کم رنگ تر ثبت خواهند شد و این نیز سنت تاریخ است و راه گریزی از آن نیست.

در حوادث تلخ پس از انتخابات ریاست جمهوری جدای از عوامل بیگانه که در حضورشان تردیدی نیست متأسفانه ردپای برخی از خواص مردود شده نیز به وضوح  دیده شد لیکن آنچه در تاریخ ثبت و ضبط می شود در درجه اول نماد این جریان است که همان میرحسین موسوی است.

امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 151 میفرمایند:«پس سعی کنید که شما پرچم فتنه ها و نشانه های بدعت نباشید»

متأسفانه نام میرحسین تا همیشه تاریخ به عنوان پرچم و نماد این جریان ثبت شد و همیشه به عنوان عبرت از او یاد خواهد شد.

 امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 153 در وصف گمراهان و غفلت زدگان میفرمایند:« چند روز از طرف خدا به گمراه،مهلت داده شد و او با غافلان و بی خبران در راه هلاکت قدم می نهد و تمام روزها را با گناه کاران سپری می کند،بی آنکه از راهی برود تا به حق برسد و یا پیشوائی برگزیند که راهنمای او باشد و تا آن زمان که خداوند کیفر گناهان را می نماید و آنان را از پرده غفلت بیرون می آورد،به استقبال چیزی می روند که به آن پشت کرده بودند و پشت می کنند به آنچه روی آورده بودند پس نه از آنچه آرزو می کردند و به آن رسیدند سودی بردند و نه از آنچه حاجت خویش به آن روا کردند بهره ای به دست آوردند، من شما و خود را از این گونه غفلت زدگی می ترسانم»

حضرت در همان خطبه و در ادامه چنین می فرمایند:« هر کس باید از کار خویش بهره گیرد و انسان بینا کسی است که به درستی شنید و اندیشه کرد،پس به درستی نگریست و آگاه شد و از عبرت ها پند گرفت و از افتادن در پرتگاهها و گم شدن در کوره راه ها،دوری کرد و کوشید تا عدالت را پاس دارد و برای گمراهان،جای اعتراض باقی نگذارد،که در حق سخت گیری کند یا در سخن حق تحریف روا دارد یا در گفتن سخن راست بترسد»

متأسفانه میرحسین ،هم تبدیل به پرچم فتنه شد و هم به کوره راه های گمراهی افتاد و هم به تمام عقاید سالهای دور خود پشت کرد و هم از گفتن سخن حق واهمه دارد و هم به رهبری بصیر اقتدا نکرد و البته با غافلان روزگار سپری کرد و از لبه پرتگاه سقوط کرد و متأسفانه عده ای را نیز با خود به این بیراهه و وادی سقوط کشاند و از همه تلخ تر اینکه مایه عبرت در تاریخ شد.

میر حسین و خاتمی و یارانشان  در روز قدس با رژیم اشغالگر همنوا می شوند و بدعتی را در این روز موجب می شوند وشعار مرگ بر اسرائیل را حذف می کنند و در ماه مبارک رمضان  به شکل علنی روزه خواری می کنند و گناهان بزرگ را سبک جلوه می دهند و علوم گمراه کننده غربی را سرلوحه خود قرار می دهند و قرآن را برابربا خواسته های نامشروع خویش تفسیر می کنند.

 امیرالمؤمنین (ع) در خطبه( 87) در وصف زشت ترین انسان و عالم نمایان میفرمایند:« و دیگری که او را دانشمند نامند اما از دانش بی بهره است،یک دسته از نادانی ها را از جمعی نادان فرا گرفته و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته و به هم بافته و دام هائی از طناب های غرور و گفته های دروغین بر سر راه مردم افکنده،قرآن را بر امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد و حق را به هوس های خود تفسیر می کند. مردم را از گناهان بزرگ ایمن می سازد و جرائم بزرگ را سبک جلوه می دهد،ادعا می کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد،اما در آنها غوطه می خورد،می گوید از بدعت ها دورم ولی در آنها غرق شده است،چهره ظاهر او چهره انسان و قلبش قلب حیوان درنده است،راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود و راه خطا و باطل را نمی داند که از آن بپرهیزد،پس مرده ای است در میان زندگان .»

میرحسین و دوستانش منافقانه از خط امام دم می زنند و با منتظری رانده شده از طرف امام خلوت می کنند و برای هم نامه های عاشق و معشوق می نویسند و با منافقین و سلطنت طلبان و دولت های بیگانه هم سو می شوند و همواره سعی می کنند یأس و ناامیدی را در دل مردم تقویت کنند و در مراسم ختم دروغین شرکت کنند و خود را ناراحت از غم مردم نشان دهند،حال آنکه با بیانیه ها و رفتار خود و دعوت به اغتشاش و آشوب، باعث و بانی تمام مشکلات هستند.

 امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 194 در وصف سیمای منافقان میفرمایند:« ای بندگان خدا شما را به ترس از خدا سفارش می کنم و شما را از منافقان می ترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند،خطاکارند و به خطاکاری تشویق کنند، به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند،از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند،برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند،قلب هایشان بیمار وظاهرشان آراسته است،در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند.وصفشان دارو و گفتارشان درمان،اما کردارشان دردی است بی درمان،بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را نا امید می کنند،آنها در هر راهی کشته ای و در هر دلی راهی و بر هر اندوهی اشک ها می ریزند،مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند و انتظار پاداش می کشند،اگر چیزی را بخواهند اصرار می کنند و اگر ملامت شوند،پرده دری می کنند و اگر داوری کنند اسراف می ورزند،آنها برابر هر حقی باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند،با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند،سخن می گویند اما به اشتباه و تردید می اندازند،وصف می کنند اما فریب می دهند،در آغاز،راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند، آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند،آنان پیرو شیطانند و بدانید که پیروان شیطان زیان کارانند.»

امیدوارم که بتوانیم با استمداد از کلام مولا امیرالمؤمنین (ع) راه را از بیراهه ها و دوست را از دشمن و حق را از باطل تشخیص دهیم و به آن عمل کنیم.

 لینک ثابت ....        

کری‌خوانی بنزینی امریکا نتیجه توقف ساخت پالایشگاه در دولت خاتمی

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388  ساعت 15:36

گروه اقتصادی- «ساخت پالايشگاه از نظر من غير اقتصادي است. سرمايه گذاري بايد بازگشت داشته باشد. اين بايد مهمترين علت باشد نه صرف اينکه وارد نسازيم توليد کنيم. ما بايد زنجيره توليد و توزيع را با هم داشته باشيم که فاقد زنجيره توزيع هستيم و از اين رو توليد بنزين براي ما صرفه اقتصادي ندارد و همان بهتر که وارد کنيم اما به قيمت واقعي به فروش برسانيم تا دچار بحران نشويم. از نظر قانوني نيز مجلس هفتم زماني اجازه ساخت و تاسيس پالايشگاه را دارد که حتماً توجيه اقتصادي داشته باشد هم وزير و شوراي اقتصاد تاييد کند که با اين قيمت داخلي اصلاً توجيه نداشت. تنها در اين چند سال اخير به دليل افزايش قيمت نفت و فرآورده ها، اقتصاد پالايشگاه ها وضعيت مطلوب تر پيدا کرد که البته باز هم در ايران ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست.»

این همه‌ی استدلال‌های فردی است که به‌عنوان باسابقه‌ترین وزیر پس از انقلاب نام گرفته برای متوقف کردن طرح ساخت پالایشگاه‌های جدید از سال 77 تا سال 84 و پایان دولت خاتمی در کشور.

بیژن نامدار زنگنه، بیش از 2 سال قبل یعنی 31 شهریور 86 در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به این سؤال که "آقاي مهندس چرا وزارت شما توليد بنزين و ساخت پالايشگاه را جدي نگرفت؟"، اظهارات فوق را بیان کرد.

زنگنه در حالی ساخت پالایشگاه برای ایران را مقرون به صرفه اقتصادی نمی‌دانست و بر همین اساس، یکی از زیربنایی‌ترین و استراتژیک‌ترین طرح‌های کشور را به تعطیلی کشاند که در حال حاضر و با عبور غرب از تهدیدهای غیرعملی مانند حمله نظامی و قطعی شدن عدم عقب‌نشینی ایران در مسئله هسته‌ای، طرح تحریم بنزین ایران به‌عنوان جدی‌ترین گزینه پس از تصويب سنا و کنگره امريکا، بر روی میز رئیس‌جمهور امریکا قرار گرفته است.

در عین حال، اگرچه کارشناسان و مدیران نفتی ایران از آماده بودن طرح خودکفایی 48 ساعته بنزین خبر می‌دهند و حتی طی روزهای اخیر از اجرای آزمایشی این طرح ظرف هفته آینده خبر داده شده است اما به‌دلیل اینکه در اثر اجرای این طرح، طرح‌های پتروشیمی کندتر می‌شوند، مهم‌ترین دستور کار فعلی وزارت نفت، افزایش ظرفیت پالایشگاه‌های موجود است، به‌طوری که در این خصوص، پالایشگاه‌های اراک، بندرعباس و اصفهان در این زمینه فعال شده‌اند.

اما در شرایط فعلی گویا زنگنه علاقه‌ای به اظهارنظر درخصوص اهمال خود در ساخت پالایشگاه‌های جدید با توجه به اینکه تهدیدها علیه جمهوری اسلامی مورد تازه و غیرقابل پیش‌بینی نبوده است، ندارد.

در این زمینه به‌نظر می‌رسد سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات که تخلفات اداری دولت و کارکنان آن را برعهده دارند، باید با ورود به این مسئله نسبت به واکاوی علل اهمال تعمدی در توقف ساخت پالایشگاه‌هایی که در صورت ساخت آن‌ها، غرب درخصوص به‌کارگیری اهرم فشار انرژی علیه ایران از این ناحیه خلع سلاح بود، توضیح بخواهد.

منبع : رجانیوز

 لینک ثابت ....        

اقدام شايسته رئيس‌جمهور برای عزل یک مدیر

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388  ساعت 15:35

چندي پيش ذبيحي رئيس سازمان تامين اجتماعي طي حکمي يكي از مقامات سازمان تامين اجتماعي را عزل نمود. هر چند در اين حکم دليل اين برکناري عدم وجود هماهنگي و لزوم صيانت از مصالح سازمان تامين اجتماعي ذکر شده بود اما بررسي‌هاي حاكي از آن است كه علت اصلي اين برکناري اقدام غيرقانوني و خاصه ولخرجي مقام مغرول از کيسه بيت‌المال بوده است. وي در اقدامي مغاير با ضوابط تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را به همراه خانواده با يک فروند هواپيماي چارتر به هزينه سازمان تامين اجتماعي به سفري تفريحي به شيراز اعزام کرده بود.
رئيس‌جمهور پس از اطلاع از اين موضوع در اقدامي شايسته و قابل تقدير در راستاي صيانت از اموال عمومي دستور برکناري وي را صادر مي‌كند.
سازمان تامين اجتماعي نهادي است عمومي که اموال آن متعلق به تمامي بيمه‌گزاران اين سازمان است.

پی نوشت: به نظر من در این سازمان عریض و طویل در کنار اصلاح ساختار و حقوق های مدیران کل آن از این گونه اقدامات هم باید بسیار انجام شود

 لینک ثابت ....        

روياهايي كه ترك‌ها در سر مي‌پرورانند

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388  ساعت 15:33

روياهايي كه ترك‌ها در سر مي‌پرورانند

تحركات اخير ديپلماتيك كشور تركيه و نقش پررنگ اين كشور در تحولات منطقه‌اي و نيز تنش‌هاي پيش آمده ميان مقامات اين كشور و رژيم صهيونيستي حكايت از تغييراتي در مواضع تاكتيكي و شايد هم راهبردي دولت رجب طيب اردوغان در منطقه دارد.


به گزارش فارس، تحركات اخير ديپلماتيك كشور تركيه و تنش‌هاي پيش آمده ميان مقامات اين كشور و رژيم صهيونيستي حكايت از تغييراتي در مواضع تاكتيكي و شايد هم استراتژيك دولت اردوغان در منطقه دارد، اينكه اين تغيير مواضع با چه هدفي و براي رسيدن به چه منافعي صورت مي‌گيرد، موضوعي است كه گمانه‌زني‌هاي متفاوتي را به ميان مي‌آورد، اما آنچه در آن شكي نيست، مطامعي است كه دولت همچنان ملي‌گراي تركيه در اين تغيير چهره بين‌المللي به دنبال آن است.
كشور تركيه كه بر ويرانه‌هاي امپراطوري بزرگ عثماني ساخته شده است؛ اگر چه از دوره "ترك‌هاي جوان " و رهبري "مصطفي كمال آتاتورك " سعي كرد تا بيش از آن كه با گذشته مرتبط باشد با دنياي مدرن و متجدد همپا و هم وساق شود، اما همچنان روياي بازگشت به دوره مجد و عظمت دربار امپراطوري به مثابه يك نوستالژي افكار زمامداران ترك را به خود مشغول مي‌ساخت.
در دوره اخير حساسيت ترك‌ها بر پيوستن به اتحاديه اروپا از آن جهت كه بازگشت عزت از دست رفته را در پيوستن و هم‌گرايي با اروپا مي‌بينند از همين رو است كه اين مساله به مهم‌ترين مساله سياست خارجي تبديل شده است. البته در راه رسيدن به اين هدف همه متفق‌القول‌اند، از اسلام‌گرا تا لائيك به همين نتيجه رسيده‌اند و چنين آرزويي به نظر مي‌آيد كه به خواستي ملي تبديل شده است.
ماجرا به اتحاديه اروپا محدود نمي‌شود، حتي درباره ارتباط دوستانه تركيه با رژيم صهيونيستي در دهه‌هاي گذشته نظرات متنوعي وجود دارد؛ عده‌اي اگر چه اين رابطه را مرتبط با نفوذ صهيونيست‌ها و غربي‌ها در ارتش تركيه تعبير مي‌كنند، اما در عين حال اين رابطه را با تلاش اين كشور براي بدست آوردن جايگاهي مناسب‌تر در منطقه مربوط مي‌بينند. اين تحليل تا به آنجا پيش مي‌رود كه حتي از نگاه برخي تحليل‌گران مواضع اخير رهبران تركيه عليه رژيم صهيونيستي را نيز بر همين اساس تفسير كردند.
پس از جنگ 22 روزه در اجلاس داووس مجادله لفظي رجب طيب اردوغان با پرز رئيس رژيم صهيونيستي بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي جهان و به ويژه در افكار عمومي تركيه داشت. اين مجادلات البته از هرگز از لفظ پا فراتر نگذاشت، اما همان چيزي كه در سال‌هاي پيش از آن يعني پيش از به قدرت رسيدن حزب "اعتدال و توسعه " محل شماتت تركيه بود- يعني رابطه با رژيم صهيونيستي- اين بار از موضعي ديگر سبب تقويت نقش تركيه در منطقه شد.
با توجه به وضعيت منطقه سه گمانه اصلي را مي‌توان درباره اين تغييرات در چهره سياست‌خارجي تركيه طرح كرد:

انتقام از اتحاديه اروپا:
يكي از گمانه‌هاي مهم در زمينه اتخاذ موضع تند دولت تركيه در قبال رژيم صهيونيستي مساله انتقام گيري و تحت فشار قرار دادن اتحاديه اروپا به خاطر عدم حمايت اين اتحاديه از پيوستن تركيه به باشگاه‌ اروپايي‌ها است.
وارد كردن آمريكا به بازي، و استفاده كردن از اين كشور براي اعمال فشار بر كشورهاي اروپايي راه‌كاري است كه به زعم برخي ناظران از طرف سياست‌مداران ترك به كار گرفته شده است.
بر اساس اين نظريه ترك‌ها به خوبي از نقطه ضعف امنيتي غرب در منطقه مطلع بوده و از اين طريق مي‌كوشد با گروكشي موقعيت خود را بهبود بخشد.

خاورميانه به جاي اروپا:
گمانه دوم نيز بر اساس همان چالش قديمي سياست خارجي تركيه براي پيوستن به اتحاديه اروپا استوار است با اين تفاوت كه در اين نظريه ترك‌ها به اين مي‌انديشند كه به جاي اروپا موقعيت خود را در خاورميانه بازسازي كنند و نقش ارتقاء يافته‌تري را در تحولات اين منطقه ايفاء كنند. اين مساله‌اي است كه آمريكايي‌ها و حتي صهيونيست‌ها نيز از آن استقبال مي‌كنند، چرا كه حضور جدي‌تر تركيه نزديك به آمريكا و داراي رابطه با صهيونيست‌ها در برابر ايران ضد آمريكايي و ضد صهيونيستي، ‌مي‌تواند به نقش ايران در منطقه لطمه زده و به زعم غربي‌ها نقش ايران را تعديل كند.
شواهدي چند نيز بر اين ماجرا دلالت مي‌كند، از يك سو همزماني نزديكي سوريه به تركيه با سفر پادشاه عربستان به سوريه و از طرف ديگر در عين درگيري‌هاي لفظي ميان تركيه و صهيونيست‌ها شنيده‌ مي‌شود كه رژيم تل‌آويو نقش جدي را در ميانجيگري براي پايان اختلاف ميان ارمنستان و تركيه بر عهده داشته است.
اظهار نظر برخي مقامات رسمي تركيه و حزب حاكم درباره اينكه اختلاف ميان تركيه و رژيم صهيونيستي زودگذر و مقطعي خواهد بود نيز مويد اين نظريه است.
در صورت صحت اين نظريه از طرفي ترك‌ها در روياي بدست‌گرفتن نقش تعيين كننده‌اي در منطقه مهم خاورميانه بوده و از سوي ديگر آمريكا و اسرائيل علي‌رغم بحراني شدن رابطه ميان تركيه و رژيم صهيونيستي تا حدودي از تركيه به عنوان آلترناتيو استقبال مي‌كنند.

تغيير استراتژي منطقه‌اي و انتخاب جهان اسلام
گمانه سوم از آنجا نشات مي‌گيرد كه تغييرات صورت گرفته را نه تغييراتي صرفا تاكتيكي كه تغييراتي كاملا راهبردي فرض كنيم بر اين اساس احتمالا حزب حاكم تركيه مي‌بايست به اين نتيجه رسيده باشد كه ادامه روش سنتي گذشته نمي‌تواند منافع اين كشور را آن طور كه ترك‌ها به آن مي‌انديشند تامين كند. باز هم مساله قديمي اتحاديه اروپا نقش مهمي در اين تحليل دارا است؛ چرا كه سرخوردگي تركيه ناشي از تحقير‌هايي كه اين اتحاديه نسبت به اين كشور روا داشته‌است مي‌تواند باعث يك تغيير موضع جدي در جهت‌گيري اين كشور شود؛ با اين وصف اولين رابطه‌اي كه قرباني خواهد شد رابطه با صهيونيست‌ها است چرا كه از يك سو باعث افزايش مقبوليت‌ حزب حاكم شده و از سوي ديگر باعث ارتقاء جايگاه اين كشور در منطقه خواهد شد.

حال بايد منتظر واكنش‌هاي آتي دولت اردوغان در عرصه منطقه‌اي و بين‌المللي بود تا معلوم شود كدام يك از گمانه‌ها بيشتر به واقعيت‌هاي در جريان در اين كشور همسايه نزديك‌تر است. با اين حال به نظر مي‌رسد ترك‌ها همچنان روياي امپراطوري را مي‌بينند.

نويسنده: محمد مهدي سجاديان

 لینک ثابت ....        

هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388  ساعت 13:51

 هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟

از دیروز صبح بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صحن علنی مجلس آغاز شد. دولت نهم برای تهیه این لایحه زحمات زیادی متقبل شد و وقت زیادی صرف کرد. آنچه اکنون در صحن علنی در حال بررسی است هر چند در کمیسیون ویژه مجلس دستخوش تغییراتی شده و طرح اولیه دولت نیست اما به هر ترتیب، دولت در جلسات مختلف با نمایندگان کمیسیون ویژه بر سر آن به توافق رسیده اند.

 لایحه هدفمند کردن یارانه ها هر چند از جهت شکلی یکی از هفت مورد اصلاح طرح تحول اقتصادی دولت است ، اما از نظر اهمیت و توجه افکار عمومی شاید مهم ترین آنها باشد . علت آن هم به پرداخت مستقیم و یا غیر مستقیم مالی به اقشار کم درآمد بر می گردد. با طرح این موضوعات سئوالات مختلفی در ذهن جامعه نقش بسته که امیدواریم پس از پایان بررسی لایحه بتوان به آنها پاسخ دقیق تری داد. اما در عین حال به نظر می رسد که هنوز بسیاری از مردم درباره اصل این موضوع ابهام دارند و  در محافل می پرسند که هدفمند کردن یارانه ها یعنی چه ؟

 برای درک درست این موضوع به چند نکته باید اشاره کرد :

1 .  قیمت تهیه و توزیع انرژی های مهمی چون آب ، برق ، گاز ، بنزین و  نفت بسیار بیش از آن چیزی است که ما می پردازیم. این موضوع البته به کشور ما اختصاص ندارد بلکه تقریبا در تمام کشورها چنین است . شاید ایران از معدود کشورهایی است که تاکنون برای ایجاد تعادل بین دخل و خرج این موارد از جهت فرهنگی و اقتصادی فکری نکرده است بلکه با پرداخت بخشی از هزینه های آن توسط دولت (که در حقیقت به نوعی از جیب خوردن است) تلاش کرده ایم تا این هزینه ها را مستقیم به مردم تحمیل نکنیم هر چند غیر مستقیم و بدون آن جامعه حس کند، این هزینه ها به تک تک افراد جامعه تحمیل شده است .

 2 .  نام این مساعدت و پرداخت هزینه ها  را یارانه گذاشتند یعنی کمک کردن . بدیهی است که کمک در مواقعی تحقق پیدا می کند که نیاز وجود داشته باشد. بنابراین هر کس درآمد بیشتری دارد اساسا یا به کمک نیاز ندارد و یا به کمک کمتری نیاز دارد و بر خلاف آن ، هر کس درآمد کمتری دارد، به کمک بیشتری نیاز دارد.

 3 .  بدیهی است که اگر کسی درآمد بیشتری داشت، نیاز کمتری دارد و به صورت طبیعی چون به دنبال رفاه است ، پس مصرف بیشتری خواهد داشت اما بر خلاف آن کسی که درآمد کمتری دارد ، هر چند نیاز بیشتری دارد ولی به دلیل ناتوانی، مصرفش کمتر خواهد بود. یعنی :

درآمد بیشتر = مصرف بیشتر > نیاز کمتر

درآمد کمتر = مصرف کمتر > نیاز بیشتر

 اکنون دو نفر را فرض کنید که یکی منزلی با 500 متر مربع زیر بنا و دیگری منزلی با 50 متر مربع زیربنا دارد . بدیهی که فرد اول به اندازه 500 مترمربع آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت ارزان قیمت مصرف می کند . طبعا چنین فردی نه تنها خودش که دیگر اعضای خانواده هم وسیله نقلیه شخصی در اختیار دارند و از آن استفاده می کنند . همانطور که بدیهی است فرد دوم هم فقط به اندازه 50 متر مربع از آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت ارزان قیمت استفاده می کند و اکثر این افراد از وسایل نقلیه شخصی بهره نمی برند و با وسایل نقلیه عمومی احتیاجات خود را برطرف می کنند. 

 فردی که منزلی با 500 متر مربع زیربنا دارد ، نیازش کمتر و مصرفش بیشتر است ولی به اندازه 500 متر مربع یارانه آب ، برق ، گاز ، بنزین و نفت دریافت می کند و فرد دیگر با منزل 50 متر مربعی ، نیازش بیشتر و مصرفش کمتر است ولی ما یارانه کمتری به او پرداخت می کنیم ! 

 سی سال است که این بی عدالتی اجرا می شود و البته پس از پایان جنگ و آغاز اداره کشور بر اساس برنامه های پنج ساله تدوین شده ، تصحیح این روند در دستور کار قرار گرفت اما متاسفانه هر دولتی به دلیل ترس از عوارض این برنامه ، از  اجرای آن شانه خالی کرد تا دولت نهم که با تمام وجود شانه اش را زیر این بار برد .

 اکنون دولت می خواهد با آزاد کردن قیمت حامل های انرژی و حذف یارانه ای که به همه می پرداخت، رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه را عادلانه کند. با رساندن حامل های انرژی به قیمت واقعی، هر کس بیشتر مصرف کند ، بیشتر هزینه می پردازد.

 تا این جا نیمی از جاده عدالت طی شده و رابطه بین مصرف و پرداخت هزینه عادلانه شده اما همچنان رابطه بین نیازمند و پرداخت یارانه ایجاد نشده است . برای تحقق این بخش دولت قصد دارد بخشی از مبلغ اضافه شده حامل های انرژی که از اقشار پردرآمد دریافت می کند را در بین اقشار کم درآمد توزیع کند و با این کار ضمن جبران تورم ناشی از این افزایش قیمت ، مدیریت مصرف و هزینه کرد این یارانه را به خانواده ها واگذارد.

 امید است دولت و مجلس در این راه سخت که چاره ای جز پیمودن آن نیست موفق باشند . از یاد نبریم که اصلاح الگوی مصرف تنها راه حل تحقق عدالت و پیشرفت است .

حميد رسايي

 لینک ثابت ....        

پسر بچه و تیترهای روزنامه متعصب

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 10:13

 

ما در ایران روزنامه‌ای داریم به نام «جمهوری اسلامی» که خدا نکند بلانسبت، نسبت به شخصی تعصب داشته باشد. «جهت اطلاع» عرض می‌کنم که اگر خدا و پیغمبر اكرم و ائمه اطهار و معصومین و دیگر پیغمبران و اوليا و علما و... بگویند که درباره شخص مورد نظر،‌«آن هست و این نیست»، روزنامه جمهوری اسلامی به هر مشی‌ای متوسل می‌شود تا توجیه کند که درباره شخص مورد نظر «این هست و آن نیست». حالا شما فکر کنید اتفاقاتی درباره برخی از اشخاص که روزنامه جمهوری اسلامی روی آنها تعصب داشته باشد بیفتد؛ با هم واکنش مسیح مهاجری را می‌خوانیم.

فرض کنید کودک خردسالی در حال عبور از عرض خیابان پاستور توسط ماشین میرحسین موسوی، زیرگرفته و کشته شده باشد. خواندن واکنش‌های روزنامه جمهوری اسلامی«جهت اطلاع»، خالی از لطف نیست.

- کودک خردسالی که در مچ دست چپش، پارچه سبز رنگی بسته بود از شدت علاقه به نهضت سبز، با شدت هرچه تمام‌تر خود را به ماشین میرحسین موسوی کوبید. این در حالی است که والدین این پسر بچه کله شق ضمن اعلام وفاداری نسبت به آرمان‌ها، با بی‌ارزش خواندن جان بچه تخس و بی‌شعور خود به‌شدت از میرحسین موسوی حمایت کردند.

ـ عده‌ای از لباس شخصی‌ها با دستکاری در سیستم ترمز ماشین میرحسین موسوی و بیرون کشیدن روغن ترمز از جایگاه مربوطه، باعث تصادف موسوی با یک نوجوان شدند. منابع آگاه با اشاره به اهمال شهرداری در نصب سرعت‌گیر یا همان ساندویچ، دیگر خاطیان این تصادف را بدین شرح معرفی کردند: وزارت راه و ترابری به دلیل نوع آسفالتی که در خیابان پاستور به کار گرفته مقصر است. وزارت صنایع به دلیل ساخت ماشینی که باعث تصادف میرحسین با یک پسر بچه شده در ردیف متهمان اصلی است. همچنین پدر و مادر این پسربچه تخس باید به دلیل عدم آموزش به بچه خود که چگونه باید عرض خیابان پاستور را طی کرد، به حبس ابد محکوم شوند. از دیگر متهمان این حادثه نیروی انتظامی است که چرا به نصب چراغ راهنمایی مبادرت نورزیده. نیز سازمان تربیت‌بدنی و شخص علی‌آبادی به این علت که زمینه را برای فعال شدن این بچه در مدارس فوتبال فراهم نکرده و باعث ولگردی وی در خیابان پاستور شده است، باید به اشد مجازات محکوم شود. همچنین سازمان تاکسیرانی به علت انحراف دادن این بچه از خط امام خمینی به پاستور، باید مقصر شناخته شود. این در حالی است که والدین این پسر بچه کله‌شق، ضمن اعلام وفاداری نسبت به آرمان‌ها، با بی‌ارزش خواندن جان بچه تخس و بی‌شعور خود، بشدت از میرحسین موسوی حمایت کردند.

ـ دست استکبار جهانی این بار از آستین یک نوجوان بی‌تربیت بیرون آمد. براساس گزارش شاهدان عینی، عده‌ای از سران استکبار با هل دادن ماشین میرحسین به طرف پسربچه‌ای که از قبل به همین منظور به کار گرفته شده بود، زمینه تصادف میرحسین را فراهم کردند. این پسربچه اگرچه در دم جان سپرد اما پزشکی قانونی علت اصلی مرگ وی را تاخیر آمبولانس در رساندن او به بیمارستان دانست. این در حالی است که والدین این پسربچه کله‌شق، ضمن اعلام وفاداری نسبت به آرمان‌ها، با بی‌ارزش خواندن جان بچه تخس و بی‌شعور خود، بشدت از میرحسین موسوی حمایت کردند.

***

حالا فرض کنید طرفداران موسوی در خیابان آیت، به طرف مردم سنگ انداخته و یکی از آنها را به‌شدت مجروح کرده باشند. واکنش‌های روزنامه جمهوری اسلامی«جهت اطلاع» در زیر می‌آید:

ـ چون اسم این خیابان، متعلق به آیت است و آیت هم از اول نسبت به میرحسین انتقاد داشت، پس اصل مساله زیر سؤال است.

ـ راهکارهای هاشمی‌رفسنجانی برای خروج خیابان آیت از بحران.

ـ اعلام حمایت ساکنین خیابان آیت از آن یارو که سنگ انداخت، آنکه سنگ به ملاجش خورد و پرستار بیمارستان از مواضع موسوی در بیانیه‌های اخیر.

 لینک ثابت ....        

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 10:11

اگه ما دزدي كرديم، شما هم ساعات اداري را كم كرديد!

نقاد باشي

آبي‌بي كه اين روز ها با هر جلسه دادگاه فشارشون چند درجه بالا مي ره و صفرا و بلغم خونشان به رخسارشان مي زنه، كنترل خود را خفن از دست دادن. جوري كه مطالبي عجيب و غريب در جدال با آقا جان بر زبان مي آرن. نمونه آن امروزوقتي آقا جان گفتند واقعا خجالت داره. شرم داره. خيلي بايد آدم بي حيا باشه كه اين طور ميون روز روشن از كيسه ملت برداره و به زخم دروغ و دغل و آشوبگري بزنه.

آبي‌بي كه بد جوري از اين حرف ها كپ كرده بودند، وقتي ديدند آقا جان پشت سر هم دارند كد دزدي و رشوه و چه مي دونم اغتشاش به پا كردن مي دن، براي اين كه كم نيارن، گفتند حالا كه بنا بر گفتنه، پس اجازه بديد ما هم بگيم!

اگه دار و دسته ما بر خلاف قانون پول دزدين، شما چي مي گيد كه بر خلاف قانون، چند ساعت از وقت كاري ملت را زده ايد تا به عبادت ماه رمضونشون بپردازن، اين به اون در. ضمناً اگه ما بر خلاف قانون پول گرفته ايم، شما هم عوضش به ملت پول داده ايد؟ با چه مجوزي پول ملت را برداشتين بين مردم تقسيم كردين؟

آقا جان كه از اين حرف ها مات مونده بودند، گفتند آبي‌بي اصلاً مي فهمي داري چه مي گي؟ خوب معلومه ما پول ملت را به ملت داديم براي خودمان كه بر نداشتيم، صرف تبليغ خودمون كه نكرديم.

آبي‌بي: بالاخره برداشتيد كه. مي خواستيد چشمتان چار تا به ملت نديد! اصلاً برا چي پول ملت را به ملت داديد؟ مگر شما قيم ملت هستيد؟ چه جوري بگيم ملت قيم نمي خواد!

آقا جان: به ملت داديم تا امثال شما آن را بر ندارن هپلي هپو كنند.

آبي‌بي: حالا اين هيچي! اگر خيلي راست مي گيد، بگيد به چه مناسبت خانم ها را مي خواهيد وارد كابينه كنيد؟ به چه مناسبت قبل از اين كه اسم وزرا را به مجلس اعلام كنيد، با مردم در ميون گذاشتيد؟

اقا جان: مگر نماينده ها وكيل همين مردم نيستند؟ آبي‌بي گفتند: خوب كه چي؟ باشند!

آقا جان: خوب اگر كسي اسم وزرا را قبل از وكلا به موكلين آن ها بگه، جرم كرده؟ وقتي آب باشه كي تيمم مي كنه آبي‌بي خانم؟

آبي‌بي: واه واه! نمي خواد سفسطه كني! اين قدر مردم، مردم كرديد كه از هر چه مردمه داره حالم به هم مي خوره!

آقا جان: حالا فهميدم موضوع چيه؟ ظاهراً مشكل شما با مردمه؟

آبي‌بي: خوب معلومه كه با مردمه. مردم اگه ... داشتن كه به امثال شما ها رأي نمي دادن. اگه ... داشتن كه امثال شما ها را نماينده خودشون نمي كردن...

آبي‌بي اين ها رابلند بلند گفتند و ادامه دادند: خوب آقا جان جوابم را ندادي؟ شما كه ادعا مي كني ما در انتخابات از پول بيت المال برداشتيم به زخم تبليغات زديم، لطفاً بگيد شما چرا ساعت كاري را در ماه مبارك رمضان كم كرديد؟ اگه دزدي ما قانون شكنيه، اين هم قانون شكنيه! قانون قانونه! چه فرقی مي كنه؟!

آقا جان گفتند: به فرض كه ما بر خلاف قانون ساعت كاري را كم کرده باشيم، آيا كسي كه بنده خدايي را زير مي گيره، با كسي كه از چراغ قرمز رد ميشه، يك حكم داره؟

آبي‌بي كه ظاهراً كم آورده بودند، دوباره انگشت را كردند تو جفت گوشاشون و شروع كردن به جيغ زدن. جيغ مي كشيدند و فرياد مي زدند:
چرا ساعت اداري را كم كردين، قانون شكناي بي قانون؟ چرا ساعت اداري را كم كردين، قانون شكنا! قانون شكنا! اون وقت به ما مي گيد دزدي كرديم و قانون شكستيم. پس خودتون چي؟ ساعت كار اداري را ... اگه ما دزدي كرديم، شما هم ساعت اداري را كم كردين! اين به اون در!

 لینک ثابت ....        

اندر ضرورت خلوت مدعيان امت در ارتفاعات دماوند يا طالقان

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 10:7

اندر ضرورت خلوت مدعيان امت در ارتفاعات دماوند يا طالقان

يكم- معمر قذافي رهبر بدون گارانتي ليبي در مجمع امم متحده چنان خطابه اي كرد كه اگر نبود شيرين عقلي او، تا حالا بعد از نصرالله و احمدي نجاد سومين درجه محبوبيت را در ميان اعراب حايز مي شد؛ ليكن بسكه مشت كوبيد بر اين ميز خطابه عنقريب بود دو نيم شود. مشاراليه شاكله شوراي امنيت را تروريستي شمرده، ابن لادن را نه عراقي و افغاني كه سعودي خوانده؛ به سر تا پاي سازمان امم متحده رطوبت عنايت نمود و كتاب قانون آن را به جانب بانكيمون پرتاب كرد تا بي قيمتي و فقدان ضمانت آن را فرياد كرده باشد؛ ليكن از آنطرف اعدام همتاي معدوم عراقي اش را محكوم و از طالبان حمايت نمود؛ به همين جهت است كه عرض شد شخصيت بيقاعده اي دارد. ياد آنجا افتادم كه در اجلاس سران اعراب باديه، ضمن يك توهم عليحده، خود را سلطان سلاطين عرب خوانده؛ يحتمل بعد از آن اجلاس هم با سران حزب سبز لجني ايران ملاقات نموده؛ ويروس خانمان برانداز توهم را طي يك ماچ عربي به اينان منتقل كرده باشد؛ شفاهم الله جميعاً.

دويم- خطبه احمدي نجاد در مجمع امم متحده، نتانياهوي صهيوني را واداشت تا براي هولوكاصت مدرك دست و پا كند و جداول و لوحاتي را بالاي سر ببرد كه به خداي صهيون قسم، هولوكاصت واقع شده است؛ ليكن بالمآل جواب اين سؤال را نداد كه اگر- فرضاً- هولوكاصتي هم بوده چرا دفع تاوان آن را به عهده فلسطين يك لاقبا گذارده ايد؟ اينهمه زمين حاصلخيز با باران فراوان در يوروپا و آمريكاي شمالي هست يهود را بدانجا كوچ مي داديد.

سيم- برچيدن سپر عقب و جلوي موشكي در يوروپا از جانب ايالات سابقاً متحده گرچه يمكن براي تأليف قلوب روس ها عليه ايران و توقيف فروش اس سيصد و بوشهر و ساير حمايت ها باشد ليكن در صوره قضيه اين چندمين بار است كه ننگ ميراث پلاسيده بوش را با رنگ دموغراتيك مي پوشانند. تعطيل غوانتانامو و دستور خروج از عراق، سابقاً واقع شده بود و بعد از اين هم يحتمل تا تحويل رجوي ها و اسلام آوردن هيلاري خاتون پيش برود.

چهارم- دگرديسي تئوريسين اصلاحات ايراني و بيان آن در تلفزيون، نه فقط جايي براي بچه بازي اقليت مزاحم جرزن باقي نمي گذارد بلكه لازم مي كند ساير سران، قبل از توقيف قطعي، مدتي را در ارتفاعات دماوند يا طالقان با خود خلوت كرده ضمن استغفار بدرگاه الهي به رفتار طفولي در عين شيوخي خود بازنگريسته، نادم شده، ياد فشار قبري كنند كه سخت جانكاه است بلكه خدا ببخشد، كيهان كه نمي بخشد.

پنجم- يك طفل فراري و چند جوان تازه مرحوم در محله مسكوني اين ميرزا موجود بوده، جان مي دهند براي صناريوسازي.مشاراليهم واجد كليه شرايط فيلمنامه هاي آقايان بوده آماده معرفي اند ليكن روشن است كه خرج دارد. فقط از هر محلي كه مي خواهيد بدهيد از محل وجوهات شرعيه نباشد لطفاً. اگر از پول هاي شهرام جزيره العرب چيزي مانده، هم طعم ملسي دارد هم راحت الحلقوم تر است.

ششم- وزارتخانه هايي كه فعلاً بلاصاحب و بلاوزير مانده اند صلاح نيست به همين منوال بمانند. تا اسپنديارخان مشاءالدوله در عالم وجود است و يكي دو اشتغال بيشتر ندارد جايز نيست اين وزارتخانه ها باري به هر جهه اداره شوند و از طرفي ظرفيت هاي مكتوم آقا بلااستفاده بماند. پتانسيل ايشان بحمدالله خيلي بيش از اينهاست؛ آن دستورالعملي هم كه از قول خواجه نظام الملك نقل شد كه «مردي و كاري»؛ روشن است كه مربوط دارد به قرن پنجم هجري و فعلاً كه قرن 41 بلكه 51 هست منسوخ شده و از آنجا كه خلاف مرامنامه ماست لازم است به ديوار كوبيده شود.

هفتم- در تكذيبيه احدي از اكابر رفرميست هاي مملكت آمده است كه ايشان ملاقات مكرر با آقاي صوروص لطيف و مخملين را رد مي كنند. به شيوه منطق دانان، مفهوم مخالف اين جمله آن است كه يكي دو سه ملاقات، صورت گرفته و مبرهن است كه بر يكي دو سه بار، وصف «مكرر» صدق نمي كند. لذا ايشان كه نخواسته روزه اش افطار شود طفلك راست گفته؛ عيب از كم سوادي امثال اين ميرزاست كه منطق و فلسفه را خوب نخوانده، در مكتبخانه اكابر «مكرر» فلك مي شده ايم. در لحظات پسيني كه مي خواستيم اين راپورت را بطهران فكص نماييم خبر آمد جناب صوروص هم ملاقات را تكذيب كرده. والله من هم مشكوك شده ام كه در اين صوره ، آن سخناني كه از جناب ايشان در خيابان پنجم نيويورك و در كاروانسراي «ترامپ» صادر شد چه بوده و پشت حجاب اين تأييدها و تكذيب ها چه مي گذرد. عجالتاً قاعده استصحاب جاري ساخته، يقين سابق را به شك لاحق نمي آلاييم. العهده علي الراوي.

هشتم- شيرين به اصطلاح عبادي از ائمه كفر هم سبقت گرفته پريروز در مباحثه با جريده طايمز از نحوه مقابله بريطانيا و مغرب با ايران گلايه كرده كه چرا سفارتخانه ها را نمي بنديد، تحريم را غليظ و پول ملت ايران را توقيف نمي كنيد. مصرع: «هان اي شرم! سرخي ات پيدا نيست.» عجوزه مذكوره عنان خود و كلام خود را تا بدانجا رها كرده كه صداي كفار هم درآمده كه چه خبر است؟ ما هنوز به اينجايي كه تو رسيده اي نرسيده ايم. وي در خاتمه اميدوار بوده كه به ايران رجعت بنمايد. به نظر مي رسد محبس كهريزك با كليه خواص و عوارض آن- تأكيد مي كنم با انواع مضيقه ها- براي رجعت ايشان مكان مناسبي باشد.

ميرزاقلي خان راپورتچي

 لینک ثابت ....        

چرا مهدی هاشمی به لندن رفت؟

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 10:2

 

برخلاف آنچه همگان تصور می‌کنند، رفتن مهدی هاشمی به بریتانیا هیچ ربطی به نقش وی در حوادث پس از انتخابات ندارد، بلکه به مسائل دیگری ربط دارد که در زیر می‌‌آید. واضح است کسانی که به مهدی هاشمی تهمت‌های آنچنانی زدند، بعد از خواندن مطلب زیر ‌باید از این آقازاده محترم طلب عفو کرده، 3 مرتبه بلند بگویند؛ غلط کردم!

1- شاید مهدی هاشمی به این دلیل رفته بود لندن که اموال دانشگاه آزاد در «جزیره» را وقف کند.

2- در کشور ما یک عده در کنار شعار همیشگی ملت یعنی مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس، اخیرا شعار می‌دهند؛ مرگ بر چین و مرگ بر روسیه. و اما مهدی هاشمی قبلا یک بار به روسیه رفته بود، اخیرا هم رفت انگلیس. یعنی مهدی هاشمی اعتقاد به رفتار فراجناحی دارد و مثلا اگر هفته بعد به آمریکا رفت، حتما 2 هفته بعدش می‌رود چین!

3- از قدیم گفته‌اند: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. به هر حال سفر چیز خیلی خوبی است. آدم در سفر می‌تواند بفهمد که رفیقش چه جور آدمی است. مثلا اگر مهاجرانی، هاشمی را به یک رستورانی، جایی، چیزی دعوت کرد، خب، معرفتش را نشان داده اما اگر مهدی را تحویل نگرفت، این نامردی عطاءالله را می‌رساند.

4- شاید هاشمی رفته لندن تا وقف اموال دانشگاه آکسفورد را به گوش هیات موسس این دانشگاه برساند.

5- شاید رفته لندن برای پادرمیانی جهت وقف دارایی‌های باشگاه چلسی و وقف خود آبراموویچ!

6- با این وضع هواپیماها، همین که مهدی هاشمی حاضر شده سوار طیاره بشه، خودش خیلیه، نه.

7- شاید رفته لندن تا ببیند حرف حساب تماشاگرانی که بعد از بازی دست به اغتشاش می‌زنند و نظم شهر را به هم می‌ریزند، چیست.

8- شاید به جای «حاج کاظم» و «عباس» که در «آژانس شیشه‌ای» قرار بود لندن بروند اما نشد، مهدی هاشمی رفت لندن!

9- البته شاید... یعنی ولش کن، این یکی را بنویسی، جایت سینه قبرستان است.

10- احتمال دارد رفته باشد لندن برای اینکه بررسی کند آیا از نظر حقوقی می‌توان اموال شبکه BBC فارسی را وقف کرد یا نمی‌توان؟

11- شاید رفته موزه بریتانیا برای دیدن آثار عتیقه و مزمزه کردن قیمت آنها.

12- شاید رفته باشد شهربازی لندن تا هیجانات خود را به روش بهتری تخلیه کند.

13- می‌دانیم که در کریسمس، لندن از همه جا زیباتر است. بویژه مراکز خرید لندن خیلی شلوغ می‌شود و چون مهدی هاشمی زیاد از شلوغی خوشش نمی‌‌آید، الان رفته خرید کریسمس خود را بکند.

14- شاید رفته لندن، «کاخ باکینگهام» را از نزدیک ببیند و نسبت به ساده‌زیستی ملکه انگلیس و زندگی محقرانه خاندان سلطنتی افسوس بخورد.

منبع:وطن امروز

 لینک ثابت ....        

این آقای احمدی‌نژاد هم زیادی «بامعرفت و بامرام» است!

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 9:56

به نام خدا

مثلا مقدمه :
با اینکه با خیلی از مواضع آقای " فرهاد جعفری " موافق نیستم و از نگاه به شدت لیبرالی ایشان کاملا منزجرم اما ایشان را نویسنده ای محترم با توانایی نوشتن بسیار بالا میدانم. علت این نوع نگاه ایشان را کاملا درک میکنم و دلیل آن را هم میدانم ! اما تا حالا قسمت نشده خدمتشان عرض کنم. بماند... !

متن زیر قسمتی از یک یادداشت طولانی ایشان هست که در این قسمت به نوع برخورد آقای دکتر احمدی نژاد در رابطه با دولت های گذشته و بحث تقلب  اشاره شده که نگاه آقای جعفری به این نکته قابل تقدیره . با هم میخوانیم :

پریشب داشتم گفتگوی او و «لری کینگ» را می‌دیدم. که به‌نظرم رسید دوسه‌جایی را بهتر می‌توانست جواب بدهد. مثلاً وقتی لری کینگ بهش گفت «رای مردم کشورتان، برخلافِ انتظار خیلی سریع شمرده شد»، می‌توانست مثل چیزی که من بهش معتقدم را بگوید. اینکه: «اگر تابه‌حال دیر شمرده می‌شده و چپ‌دموکرات‌نمای حکومتی، شمارش آراء انتخابات ریاست‌جمهوری را گاه تا سه‌چهار روز کش می‌دادند؛ باید احتمال تقلب داد نه وقتی‌که در مدت‌زمانی معقول و منطقی و استاندارد در همه‌جای دنیا، رای مردم شمرده و اعلام می‌شود»!

اما آقای احمدی‌نژاد (به‌رغم آنکه به‌نظرم چنین پاسخی در چنته دارد اما نداد و بازهم نخواهد داد) چنین نگفت. نگفت چون زیادی «بامرام» است. چون هرچند که در چندماه گذشته هدفِ تخریب و توهین‌های غیراخلاقی بسیاری توسط رقبای حکومتی‌اش قرار داشته (تا آنجاکه حرامزاده هم خوانده شده)؛ اما آنقدر بامعرفت هست که با دادن چنین پاسخی، «همه‌ی گذشته» را زیر سوال نبرد. چون هرچند که «اسب تروآی مردمان در دل الیگارشی»ست؛ درهرحال، برآمده‌ای از همین نظم سیاسی‌ست و به‌طور طبیعی، معذوریت‌ها و محدودیت‌هایی دارد که مایل نیست آنها را فقط به‌خاطر «حفظ منفعت، پرستیژ و حیثیت شخص خود» زیرپا بگذارد.

اما بگذارید من که کمترین پیوندی با نظم سیاسی موجود ندارم؛ مدعی شوم که: «به احتمال قوی؛ آنچه تاکنون و تا پیش از 22 خرداد رخ می‌داده و واقع می‌شده، خلاف منطق بوده و در آن احتمال تقلب و دستکاری باید داد. نه سرعت عمل دستندرکاران انتخابات دهم»!

چون؛ مگر نه این‌است که:
1) حداکثر 46 میلیون رای دهنده داریم؟!
2) نزدیک به 46000 صندوق و حوزه‌ی رای‌گیری داریم؟!
3) سر هر صندوق، از ناظر گرفته تا نمایندگان کاندیداها، 20 تا 30 نفر بر آن نظارت و در کار شمارش آراء دخالت دارند (در جمع چیزی حدود پانصدهزار نفر)؟!

به‌این ترتیب، حتا اگر تمامی واجدین شرایط در یک انتخابات در آن شرکت کنند:
به طور میانگین به هر نفر از ناظرین، چیزی حدودِ «100 برگ رای» برای شمارش می‌رسد. مگر شمارش یکصد تعرفه، و سپس جمع زدن آن در یک حوزه، و سپس تنظیم برگه‌های مربوطه و امضای آن توسط تک‌تک ناظرین در آن حوزه، و سپس اعلام اینترنتی آن به ستاد مرکزی انتخابات در فرمانداری یک شهر، و سپس جمع زدن همه‌ی نتایج مربوط به صندوق‌های آن شهر در فرمانداری، و سپس تنظیم و امضای اوراق و اسناد مربوطه در فرمانداری، و سپس اعلام اینترنتی آن به ستاد مرکزی انتخابات کشور در ساختمان وزارت کشور، و سپس جمع زدن نتایج دریافت شده از شهرها، و سپس تنظیم و امضای آن توسط ناظران و دستندرکاران، و سپس اعلام نهایی آن؛ چقدر باید طول بکشد؟! بیشتر از «چند ساعت»؟!

چیزی که در انتخابات دهم بسیار عجیب بود، این بود که «مخالفین و اپوزیسیون نظام حاکم در داخل و خارج کشور»؛ تا پیش از انتخابات دهم، برای سالیان سال، «به‌درستی» این پرسش را مطرح می‌کردند که [مگر شمارش آراء، چه فرایند طولانی و زمان‌بری‌ست که کار شمارش آراء در انتخابات ریاست‌جمهوری، همین‌که به تهران و ساختمان وزارت کشور که می‌رسد، چند روز طول می‌کشد و تااین‌حد طولانی می‌شود؟!] و به این ترتیب، درستی و صحت نتایج نهایی اعلام‌شده را به پرسش می‌کشیدند.

اما در این دوره؛ همان آدم‌ها، رفتاری خلافِ معمولِ همیشه از خود نشان دادند و معترض بودند که [چرا انقدر سریع؟! چرا فقط دوازده ساعت؟! چرا چهار پنچ روز نه؟!]. که حقیقتاً تعجب‌اور است.

می‌خواهم بگویم برای برخی دوستان، گوئی فقط نفس «مخالفت‌کردن» است که اهمیت دارد و روشن می‌کند که «اپوزیسیون یا منتقد نظام» هستند. تا آنجاکه وقتی مثلاً رئیس دولتش، مبتنی بر آرزوی بسیاری از ما ایرانیان، بعد از سی سال، وزیر زن معرفی می‌کند؛ این بخش آن برایمان مهم نیست که تابوی کهنه و سنگینی شکسته شده و زنجیر دیگری از پای این کشور و جامعه پاره شده است. بلکه چون منتقد و اپوزیسیون هستیم، باید مثلاً چنین موضع بگیریم که: [این زنی که وزیر شده، از صدتا مرد بدتر است چون صد سال پیش، موافق طرح جنسیتِ هماهنگِ بیمار‌- پزشک بوده]!

پینوشت :
انصافا با این اصطلاح "اسب تروآی مردمان در دل الیگارشی" خیلی حال کردم!

 لینک ثابت ....        

دوم خردادي يا اصلاح طلب ؟!

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 9:48

دوم خردادي يا اصلاح طلب ؟!

جوان مسلمان
شايد بپرسيد اين چه تعبيريست. معلوم است که دوم خردادي همان اصلاح طلبگيست. اما دوستان واقعيت اين نيست. سال 1376، دوم خردادش محمد خاتمي با راي بالاي مردم ايران رييس جمهور شد. محمد خاتمي وزير ارشاد هاشمي بود که استعفا داد ورفت شد رييس کتابخانه ملي ايران.در پي نارضايتي بيش از حد منجر به درگيري از دولت هاشمي ،شخصي به نام محمد خاتمي با خوش اقبالي تمام رييس جمهورشد.چون روز کسب راي روز دوم خرداد بود اين اصطلاح بر روي اين جريان ماندگار شد.تا اينجاي کار اصلا" اسمي از اصلاح طلبي نبود.اما از اواسط سال 1377که انديشه هاي تيتري ولي به ظاهر جذاب خاتمي توانسته بود نسل جوان را همراه کند ،غرب وبه خصوص اسراييلي ها را واداشت تا بهترين بهره را از اين موقعيت ببرند.از اينجا بود که غربي ها شروع کردند به رواج اصطلاح " اصلاح طلب ". اما چرا اين اصطلاح ؟؟؟ اين کلمه ظاهري بسيار مقدس ومحترم دربين مردم ايران از زمان قيام امام حسين(ع) دارد. پس اين کلمه هرگز جديد نبود ولي مي توانست فوائد بسياري نصيب غرب کند. از اين رو آنها با درک کامل از نارضايتي مردم از دولت هاشمي  و درک اين موضوع که مردم خواهان اصلاح وضع به ارث رسيده هستند با تمام تشکيلات رسانه ايي اقدام به ترويج اين کلمه ( اصلاح طلب) در بين مردم  کردند.دوسال بعد از انتخاب خاتمي اين کلمه حتي از کلمه دوم خرداد جا افتاده تر بود به طوري که حتي دولت وقت واحزاب نيز اين موضوع را پذيرفتند وطوري بحث مي کردند که انگار اين اصطلاح مبداء رواجش خود دوستان بوده اند.اما رواج اين کلمه چه نفعي براي غرب داشت؟؟؟ انديشه هاي نو وليبرال خاتمي وهمراهانش خيلي زود مورد استقبال  غربي ها قرار گرفت . دولت وقت (دولت خاتمي) انديشه هاي امام را تاريخ مصرف گذشته وبيشتر به درد موزه تاريخ مي دانست تا راهگشاي مشکلات جامعه . دولت وقت فرهنگ 1400 ساله شهادت طلبي را  ترويج خشونت مي دانست. دولت وقت مخالف خاکريز  اول دفاعي کشور وجهان اسلام  يا همون حزب الله لبنان ومقاومت فلسطين  بود. دولت وقت آزادي پوشش در دستور کار داشت.  خواهش مي کنم دقت بفرماييد. اگر انديشه هاي امام که مبتني بر نص صريح قرآن وکلام امامان است و اگر فرهنگ جهاد وشهادت طلبي  را از  جامعه ما بگيرند و آزادي بي قيد وشرط جايگزين شود آيا غرب چيز بيشتري مي خواهد؟؟؟پس از اين رو بود که غرب با درک کامل از انديشه هاي دولت خاتمي کلمه اطلاح طلبي را رواج داد تا اصلاح  اين موارد را  شاهد باشد. اما اشتباه غرب اينجا بود که آنها درک درستي از جامعه مبتني بر ولايت  و فقه شيعه نداشتد. نمي دانستندمردم خواهان تغيير واصلاح امور اقتصادي هستند نه مباني دينشان. اينجاست که شاهديم در مقابل اراده وعظمت مردم دينمدارو ولايي ايران اسلامي  هم غرب رنگ مي بازد هم دوستان اصلاح طلب دوم خردادي . به همين سادگي.

 

 لینک ثابت ....        

چرا مي خواهند احمدی نژاد را يهودي تبار معرفي كنند؟

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 9:45

چرا مي خواهند احمدی نژاد را يهودي تبار معرفي كنند؟

در پی ادعای برخی رسانه های غربی مبنی بر اینکه احمدی نژاد ریشه یهودی دارد ؛ سایت وطن به بررسی چرایی این ادعا پرداخت و نوشت:

چندي پس از آغاز دولت نهم تلاش بسياري از سوي رييس جمهور كشورمان شد تا با يك اقدام متفاوت با قضيه رژيم اشغالگر قدس برخورد شود و با ادبيات منطقي مباني و دلايل انديشه اي نادرست يهوديان در اشغال سرزمين فلسطينيان را زير سووال ببرد .

به گزارش سایت وطن ، اين اقدام شجاعانه با طرح سووالاتي در زمينه هولوكاست و ناتواني غرب در پاسخ به سووالات مطرح شده به همراه بود سووالاتي كه اساس و دلايل اشغال سرزمين فلسطين توسط يهوديان را كاملا بي اساس نشان ميداد.

در همين راستا همايشي در بررسي هولوكاست در تهران برنامه ريزي شد و محققين بسياري از سراسر جهان در اين همايش به نقد هولوكاست و اسناد ودلايل غير واقعي صهيونيستها پرداختند و اين اولين زمين لرزه بزرگ براي تاريخ و تابوهاي يهوديان صهيونيست محسوب مي شد كه ريشه و بنيان تشكيل دولت يهود در فلسطين را كه پيشتر با تحريف تاريخ و مظلوم نمايي تبديل به حق شده بود تا حدودي از بين برد .

پس از اين اقدام با فشار لابي صهيونيسم اكثر انديشمندان دعوت شده در كشورشان دستگير شدند تا ديگر در موضوع هولوكاست سخني به ميان نياورند و با تصويب قطعنامه اي در سازمان ملل كشورها ملزم شدند تا ديگر راجع به هولوكاست حرفي به زبان نياورند و بدون تحقيق آن را به عنوان يك اصل قطعي پذيرا باشند . و احمدي نژاد هم به عنوان يهودي ستيز در رسانه هاي وابسته به صهيونيستها معرفي شد تا وي به عنوان دشمن يهوديان نگريسته و حرفهايش فاقد اعتبار تلقي شود.

اما رييس جمهور كشورمان در دفاع از مردم مظلوم فلسطين كه از سياست هاي اصولي جمهوري اسلامي است و از زمان امام (ره ) در دستور كار دولتمردان كشور قرار دارد باز هم كوتاه نيامد و در همه اجلاس هاي سازمان ملل و تقريبا در بيشتر مصاحبه هايش با رسانه هاي خارجي ضمن زير سووال بردن هولوكاست و ادعاي كشته شدن بيش از 6ميليون يهودي در كوره هاي آدم سوزي آلمان نازي نسل كشي فلسطيني ها را در فلسطين به شدت محكوم كرد.

يكي ديگر از اقدامات محمود احمدي نژاد در زمينه ضد صهيونيستي اش شركت در اجلاس ضد نژاد پرستي دوربان 2 در ژنو سوييس بود كه عليرغم محدوديت هاي پيش بيني شده براي ممانعت از سخنراني و طرح موضوع اسراييل و هولوكاست ايشان با شجاعت مباحث خود را مطرح نمود كه مورد تشويق كشورهاي اسلامي قرار گرفت كه در كنار موضع گيري هاي ديگر كشورمان در مباحث مربوط به فلسطين خصوصا در دفاع از ملت فلسطين در جنگ غزه به محبوبيت محمود احمدي نژاد در ميان ملت هاي اسلامي افزوده شد و بسياري از سران عربي و غرب كه در فجايع اسراييل نسبت به فلسطينيان سكوت اختيار مي كردند در ميان امت اسلام جايگاهشان متزلزل تر شد .

بر اين اساس براي اعراب پذيرفتني نبود كه يك غير عرب در مورد حوادث فلسطين از آنهاپيشي بگيرد و آنها را زير سووال ببرد زيرا به اعتقاد سران عرب مساله فلسطين به غير اعراب مرتبط نيست و مساله فلسطين يك مساله عربي است .

پس براي سران عربي چساباندن انگي كه تلاشهاي رييس جمهور كشورمان را ناشي از موارد ديگر در مساله فلسطين نشان دهد در اين برهه مطلوب تر به نظر مي رسد .

براي غرب نيز كه لابي صهيونيسم در هدايت سياست هاي آن كشورها از اركان اصلي به شمار مي آيند و رسانه هاي موثر و يا به عبارتي غولهاي رسانه اي دنيا كه تحت كنترل آنهاست زير سووال رفتن هويت صهيونيستي را بر نمي تافت و آنها نيز تلاشهاي زيادي را براي شنيده نشدن مباحث مطرح شده توسط رييس جمهور كشورمان انجام دادند و مطرح شدن يهودي تبار بودن ايشان آخرين حربه آنان به شمار مي رود.

البته به عقيده كارشناسان مي شد طرح اين گونه سووالات از سوي يك مقام غير رسمي مطرح مي گرديد و همايش بزرگ هولوكاست نيز توسط يك سازمان غير دولتي NGOبرگزار مي شد و دولت پشتيباني هاي مالي و انديشه اي از آن سازمان غير دولتي مي كرد . چون در آن صورت هم سووالات درست و منطقي آقاي رييس جمهور از كانالي غير سياسي مطرح مي شد و هم منافع ملي ما بيش از اين حاصل مي گرديد .

ذكر اين نكته هم ضروري مي رسد كه ملت ما طبق فرمايش حضرت امام هر گاه وحدت كلمه داشتند و در يك صف برادرانه در كنار هم بودند دشمنان ملت ما كمتر به خود اجازه داده اند تا به ملت و دولت ما توهين كنند .

در وقايع قبل و پس از انتخابات 22 خرداد پس از آنكه برادري ها و همدلي ها تبديل به تهمت ها و نزاع سياسي شد و برادران ديروز تبديل به دشمنان امروز شدند دشمنان واقعي آرمانهاي مقدس امام راحل به خود اجازه هر نوع بي احترامي به نظام جمهوري اسلامي كه برآمده از خواست ملت ايران است و هزاران شهيد براي به بار نشستن آن جان خود را نثار كردند مي دهند و از سخنان طرفين كه رنگ و بوي دوستي ندارد در دشمني شان استفاده مي كنند.

 لینک ثابت ....        

جنبش سبز در گرداب سازمان سيا

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 9:43

جنبش سبز در گرداب سازمان سيا

قاسم روانبخش
در آستانه برگزاري انتخابات دهم، آقاي ميرحسين موسوي با انتخاب رنگ سبز، انتخابات دهم را به رنگ مقدس سبز گره زد و از اين رنگ سوء استفاده كرد. برخي كه در ابتدا تصور مي‌كردند وي به‌دليل سيادت خود و خاتمي اين رنگ را برگزيده است تا حدودي به آن‌ها توجه كردند؛ ولي طولي نكشيد كه رنگ سبز به نشان جمعي براي مقابله با اسلا‌م و انقلا‌ب و نظام تبديل گرديد.
سبزپوشان با حضور فائزه هاشمي، خانم زهرا رهنورد و آقاي خاتمي در استاديوم ده‌هزار نفري آزادي تجمع كردند. در اين تجمع زنان و دختران بدحجاب و بي‌حجاب، پرچم‌هاي سبز لا‌اله الا‌ ا... و يا محمد رسول‌ا...(ص) در دست گرفته و با دستان عريان آن را در ميان جمعيت مي‌چرخاندند! از اين پس رنگ سبز به نماد جنبش سبزي تبديل شد كه اعضاي آن خواستار تحقق آرمان‌هايي بودند كه در 8 سال اصلا‌حات ناكام مانده بود، حذف حجاب و ارزش‌هاي والا‌ي اسلا‌مي، حذف ولا‌يت فقيه از قانون اساسي، رهاكردن مسأله فلسطين، غزه و لبنان با شعارهاي واهي كه ابتدا بايد مشكلا‌ت داخلي را حل كرد و سپس به مسائل خارجي پرداخت، تسليم در موضوع هسته‌اي به بهانه اين‌كه هزينه آن سنگين است و... و عجيب اين‌كه آقاي موسوي همه اين امور را به نام احياي انديشه و فكر امام(ره) دنبال مي‌كرد!
انتخابات برگزار شد و جنبش به‌اصطلا‌ح سبز از ملت ايران شكست خورد، ولي اين جنبش با راه‌اندازي راهپيمايي‌ها و اغتشاشات خياباني به مقابله با نظام پرداخت و با بيانيه‌هاي تند و خشن موسوي و كروبي و احزاب پشتيبان آن‌ها كه گويا در كادر رهبري سازمان منافقين تنظيم شده بود، در جهت تخريب نظام اسلا‌مي كوشيد. با دستگيري سران اغتشاشات، آتش فتنه فروكش كرد و با اعترافات آن‌ها حقايق بسياري از پشت پرده اين جريان آشكار شد. كيان تاج‌بخش و تحليل‌گر سياسي سفارت انگليس از ارتباطات جنبش سبز با خارج به‌ويژه اسرائيل، امريكا و انگليس پرده برداري كردند. تحركات آن‌ها در راهپيمايي روز قدس بر عليه غزه، لبنان و فلسطين و هدف‌گرفتن چين و روسيه به‌جاي اسرائيل و امريكا مهر تأييدي بر وابستگي جنبش سبز به بيگانگان بود. از همه آشكارتر زماني بود كه رئيس جمهور ايران آقاي دكتر احمدي‌نژاد به سازمان ملل سفر كرد و قرار شد اپوزيسيون خارج‌نشين در مقابل سازمان ملل بر ضد ايشان و جمهوري اسلا‌مي به تظاهرات بپردازد. بيش از ده شبانه‌روز تلويزيون‌ها و رسانه‌هاي ضدانقلا‌ب از سازمان منافقين گرفته تا سلطنت‌طلب‌ها به اضافه رسانه‌هاي پربيننده سي‌ان‌ان و بي‌بي‌سي، ايرانيان مقيم خارج را به اجتماع اعتراض‌‌آميز در مقابل سازمان ملل فراخواندند. ولي استقبال ايرانيان مقيم امريكا نيز به‌اندازه‌اي كم بود كه بي‌بي‌سي از اين حضور اندك احساس شرم كرد. نكته مهمي كه در اين اجتماع بسيار قابل تأمل است حضور تعداد اندك سبزپوش كه عمده آن‌ها را زنان نيمه‌عريان تشكيل مي‌دادند و تصاوير آقايان ميرحسين موسوي، كروبي در كنار منتظري، مسعود رجوي و رضا پهلوي را در دست داشتند! اين اجتماع با اين ويژگي‌ها حاكي از پيوند جريان «راه اميد سبز» موسوي به جريان ملي مذهبي و سلطنت‌طلب و معارضان قديمي و با سابقه با نظام است. جرياني كه طي 30 سال گذشته همواره حمايت آشكار و صريح سازمان سيا و هيأت حاكمه امريكا قرار گرفته است خوشبختانه امروز با اين‌گونه تحركات سردمداران جنبش سبز نقاب سبز از چهره آن‌ها كنار رفت و حقيقت سياه آن‌ها بر همگان آشكار شد. اكنون كم‌تر كسي است كه از پيوستن جنبش سبز به سازمان سيا بي‌اطلا‌ع باشد. درست به همين دليل است كه حتي ايرانيان مقيم خارج هم به دعوت آن‌ها پاسخ منفي دادند. دعوت آن‌ها پاسخ منفي دادند.

 لینک ثابت ....        

پشت پرده ی شعار انحرافي «مرگ بر روسيه»

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388  ساعت 9:37

مهدي فيروزكوهي
قانون گريزي و هوچي گري، مشخصه بارز گروه هاي غوغا زيستي را تشكيل مي دهد كه حيات خود را در فضاي غبارآلود و مبهم سياسي تعريف مي كنند. اين گروه ها كه در فرهنگ جامعه شناسي «گروه هاي فشار» خوانده مي شوند حاضر به تمكين در برابر قانون نيستند و پذيرش سازوكارهاي قانوني را، با نابودي خود، يكسان انگاشته از پذيرش هنجارهاي رايج جامعه قانوني روي بر مي تابند.
درايام اخير خيابان هاي تهران هر از گاهي شاهد ظهور و بروز چنين پديده هايي بود.
گروهي قانون شكن درصدد بودند تا به آنچه كه از طريق شيوه هاي رايج دموكراسي و ابزارهاي قانوني دست نيافته اند از طريق فشار از پائين در سطح خيابان هاي تهران برسند. چيزي كه در اين ميان تعجب صاحبان خرد را برمي انگيزاند چرخش 180درجه اي مدعيان قانونگرايي ديروزي است كه چنين بي محابا به تيشه زني به ريشه باورهاي ساليان پيش مشغول گشته اند! آنان كه داعيه افراطي قانون و دموكراسي خواهي ايشان گوش فلك را پر كرده بود اينكه روياي فتح قانون را در سر مي پرورانند!
در روزگاري نه چندان دور كه پدرخوانده هاي جريان موسوم به دوم خرداد به تئوريزه كردن تئوري توسعه سياسي درجامعه ديني ايران در روزنامه هاي زنجيره اي مي پرداختند؛ آموزه هاي پروتستانيستي را با شدت هرچه تمام تر دنبال مي نمودند. آنان در اين راه، افراطي تر از «مارتين لوتر» به تشكيك در باورها و آموزه هاي ديني مردم ايران مشغول بودند تا حدي كه هنجارهاي رايج اين مردم در تقليد از مراجع معظم تقليد را «رفتار ميمون وار» خوانده و با بي شرمي هرچه تمامتر آيات قرآن را تحريف شده قلمداد نمودند! و درصحت آيات آن تشكيك نمودند. حتي تا بدانجا پيش رفتند كه خواستار تغيير محتواي ادعيه و زيارات وارده از ناحيه معصومين عليهم السلام- بدليل آنچه آن را خشونت زا بودن اين ادعيه مي خواندند- برآمدند. تعدد اين موارد جسارت آميز بحدي است كه دراين مقال، مجال طرح آن نيست اما آنچه كه مسلم است كارنامه قلم فرسايي هاي اين جريان كه گستاخانه، اعتقادات اصيل و حركت آفرين تشيع و باورهاي ديني مردم مومن ايران را آماج حملات ناجوانمردانه خود قرار داده بودند چنان تاريك است كه با وجود گذشت چندين سال از طرح وثبت آن در تاريخ، تاكنون هيچ يك از سران خودخوانده دوم خردادي حاضر به پذيرش مسئوليت آن انتشارات نمي باشند. اين نوشته بدنبال ارزشيابي رفتارهاي بدور از منطق اين جريان در طي ساليان استحاله طلبي نمي باشد اما حافظه تاريخي ملت انقلابي ايران نمي تواند تعارض بارز تظاهرهاي كنوني شيوخ دوم خردادي را با عملكرد نيمه دوم دهه هفتاد برخي از همسنگرانشان رفع نمايد.

 ادامه مطلب ....      لینک ثابت ....        

ناسزا به پیامبر با پرچم سبز در نیویورک !

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  شنبه یازدهم مهر 1388  ساعت 15:24


 

حمید رسایی
روز سه شنبه ساعت یازده و ده دقیقه با تماس تلفنی تشریفات ریاست جمهوری بلافاصله به پاویون جمهوری اسلامی در فرودگاه  مهرآباد رفتم تا همراه با هیات ریاست جمهوری عازم سفر به نیویورک و شرکت در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل شوم. ویزای من و برخی دوستان دیگر مجلس تا صبح روز سه شنبه صادر نشده بود که پس از صدور با تاکید رییس جمهور تا دوستان نماینده به هیات اضافه نشدند، هواپیما از روی باند پرواز بلند نشد و نهایتا با یک ساعت تاخیری که برای پیوستن ما صورت گرفته بود، وقتی به عنوان آخرین نفر داخل هواپیما شدم ، موتورها روشن و سفر سیزده ساعته به نیویورک آغاز شد.

 برنامه های رییس جمهور مانند ایران بسیار فشرده و متراکم بود و از همان ابتدا با مصاحبه رسانه ها آغاز شد. حضور در شصت و چهارمین اجلاس سازمان ملل، یازده مصاحبه با شبکه های مختلف تلویزیونی و روزنامه های بین المللی و ملاقات با سران برخی کشورها و جلسات با دانشجویان و نخبگان فرهنگی آمریکا  و ایرانیان مقیم ، تقریبا هیچ وقت خالی ای برای احمدی نژاد باقی نگذاشته بود. بعید می دانم هیچ رییس دولت دیگری با این حجم کاری در سفر به نیویورک حضور داشته باشد.

 سالن سازمان ملل و جلسات آن تقریبا شبیه به مجلس خودمان بود. کشورهایی که روسای جمهورشان نطق می کنند از یکی دو ماه قبل وقت گرفته اند. در بین نطق روسای جمهور هم اینطور نیست که همه سراپا گوش باشند. ترددها ، مشغول بودن هیات ها به مطالعه و سخن گفتن آنان با هم امری رایج است. میزان توجه و یا عدم توجه حاضران به نطق یک رییس جمهور را از سکوت حاکم بر سالن و گوشی های ترجمه ای که آویزان گوش هاست ، می توانستیم بفهمیم . برهمین اساس هم باید بگویم که سخنرانی رییس جمهور ایران از جمله چند دولتی بود که تقریبا سکوت بر جلسه حکمفرما شد و هیچ گوشی ترجمه ای بر زمین نماند که این نشانه تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر مناسبات جهانی است.

 در برخی از مصاحبه های احمدی نژاد با خبرنگاران شناخته شده آمریکایی که حضور داشتم ، از همان ابتدا شاهد ضربه فنی شدن این خبرنگاران کار گشته بودم . شاید صراحت احمدی نژاد و تسلط وی بر مطالب و موضوعات مختلف و همچنین کارد تهاجمی رییس جمهورمان نسبت به سیاست دوگانه حاکم بر جریان رسانه ای  دنیا که معمولا با سئوال کردن از خود خبرنگاران در پاسخ ها همراه می شود ، یکی از مهمترین دلایل این موضوع باشد. مصاحبه با یازده رسانه مهم مکتوب و تلویزیونی ، تقریبا احمدی نژاد را خبرسازترین رییس جمهور این سفر کرده.

 از جمله جلسات مهم رییس جمهور در این سفر ، جلسه ای سه ساعته با حدود دویست و پنجاه دانشجوی آمریکایی بود که در بزرگترین سالن هتل صورت گرفت . بعد از جلسه دکتر در دانشگاه کلمبیا تقریبا هیچ دانشگاه دیگری اجازه اعطای فرصت به رییس جمهور ایران را ندارد که البته این ممنوعیت از این سفر شامل هتل های کشوری که مجسمه آزادی را پس از جنگ جهانی دوم با پول مردم فرانسه در یکی از جزایر خود نصب کرده هم شد ! حدود یک هفته قبل از حضور احمدی نژاد در نیویورک ، مسئولان دو هتلی که قرارداد استفاده از سالن های آنها از حدود یک ماه قبل بسته شده بود، به صورت یک طرفه و غیر قانونی از در اختیار قرار دادن سالن های خود عذر خواستند و به همین دلیل جلسات با دانشجویان آمریکایی در سالن کوچک تری برگزار شد. نکته جالب توجه ، حضور این دانشجوبان از ایالت های مختلف آمریکا و با هزینه دانشگاه بود که نشان از عطش جریان دانشجویی در آمریکا با شنیدن سخنان رییس جمهور کشورمان داشت.

 سئوالات دانشجویان آمریکایی کاملا متنوع و متناسب با جریان اطلاع رسانی حاکم بر غرب بود و البته صراحت احمدی نژاد در پاسخ و غیر دیپلماتیک و غیر رسمی بودن آن سبب می شد تا همه دانشجویان سراپا گوش باشند تا جایی که پس از سه ساعت ، وقتی مجری برنامه پرسید تا چه وقت دوست دارید که جلسه ادامه داشته باشد ، یکی از دانشجویان گفت : پنج صبح و بقیه کف زدند .

 تقریبا در اکثر مصاحبه ها و جلسات از این دست ، یکی از سئوالات اصلی ، موضوع انتخابات ایران و تقلب در آن و همچنین دسته گل های واهی آقای کروبی بود. واقعا تاسف خوردم که رییس جمهور کشورمان در سفری به این مهمی و با این حجم کاری بالا ، به جای اختصاص وقتش برای دفاع از حقوق مردم ، مجبور بود به تشریح موضوع عدم تقلب در انتخابات بپردازد ، همان نکته روشن و واضحی که امروز برخی از سیاسیون افراطی در دادگاه ها و میزگردهای تلویزیونی خود عنوان می کنند و البته بر خلاف ادعای اول آنها با بایکوت خبری دنیا مواجه است.

 به نظرم تا امروز (پنج شنبه) یکی دیگر از جلسات مهم این سفر، نشست صمیمی با فعالان مذهبی و مسئولان تشکل های اسلامی در آمریکا بود . حدود سی نفر از این فعالان که بیشتر آنها از برادران اهل سنت بودند ، در جلسه ای یک ساعته و نیمه به بیان دیدگاه های خود و همچنین طرح سئوالاتشان پرداختند. اهمیت این جلسه را وقتی بیشتر حس می کنیم که بدانیم این افراد پل های ارتباطی ما با حدود ده میلیون مسلمان در آمریکا هستند. دو نکته قابل توجه در این این جلسه بود ، یکی وقتی که سیاه پوستی از میان علمای حاضر به انتخاب چهار سال قبل احمدی نژاد در حالی که ناشناخته بود اشاره کرد و پس از چهار سال کار و تلاش که صدای آن به آمریکا هم رسیده بود، انتخاب مجدد وی را بدیهی و طبیعی می دانست و آن را دلیل کافی برای عدم تقلب برشمرد و دومی هم تشکر چند تن از علمای سنی جلسه که ابراز داشتند هر ساله روسای کشورهای اسلامی به سازمان ملل می آیند ولی تنها شما هستید که ما را دعوت می کنید و باب گفتگوی با ما را باز کرده اید.

 حضور عناصر ضد انقلاب اعم از سازمان منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های معاند دیگر ، به گفته ایرانیان مقیم و برخی از دوستان که در سال های قبل هم در هیات حضور داشتند، هیچ افزایشی از نظر تعداد نداشت. هر روز صبح و بعد از ظهر حدود دویست نفر در برابر مقر سازمان ملل و شب ها هم حدود صد نفر در برابر هتل محل اقامت جمع می شدند و شعار می دادند. تنها تفاوت امسال این جماعت ، رنگ سبز لباس ها و مچ بندهایشان بود. هر بار که ما قصد داشتیم به جلسات سازمان ملل برویم و یا داخل هنل شویم ، شعار دادن های این جماعت هم آغاز می شد. در هیات امسال برای بار اول دو روحانی (بنده و آقای میز تاج الدینی) نیز همراه رییس جمهور در هیات حضور داشت و همین موضوع سبب شد تا در مواقعی که ما قصد تردد به هتل را داشتیم ، شعار دهندگان ماهیت حقیقی خود را بیشتر نشان دهند. شاید تلخ ترین لحظات نیز همین اوقات بود نه به دلیل توهین آنها به ما بلکه به خاطر فحش و ناسزاها به پیامبر خدا و اهل بیت و رهبر فقید انقلاب که از زبان برخی از این سبزپوشان و جماعتی که عکس موسوی را به دست داشتند ، جاری می شد و البته به هیچ وجه مورد اعتراض دیگر شرکت کنندگان قرار نمی گرفت!

 با دیدن این صحنه ها واقعا برای امثال آقای موسوی و خاتمی که هر دو سیدند تاسف خوردم ، برای خط امامی که اینها دم از آن  می زنند. بارها گفته ام که این چه خط امامی است که از بوش ، اوباما ، مرکل ، سارکوزی ، ربع پهلوی ، رجوی گرفته تا صدای آمریکا و صدای اسرائیل و رادیو منافقین و شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب دم از آن می زنند؟

شاید گفته شود که این جماعت چه ارتباطی با موسوی و خاتمی دارند، قطعا آنها هم از ناسزا به اهل بیت ناراضی اند ، بله قطعا چنین است اما آیا آنها از خود نمی پرسند که چرا این جماعت هتاک به آنها دل خوش کرده اند و با نمادهای آنها به این میادین می آیند !؟ اصلا وقتی نمادی را تا این اندازه دست مالی کردند و به کثافت آغشته شد ، آیا هم چنان باید به عنوان راه سبز امید از آن نام برد و نباید از آن اعلام برائت کرد؟ سال 1380 را به یاد آوردم که آقای خاتمی در انتخابات هشتم ریاست جمهوری برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید و جماعتی از حامیانش در قم در حالی که شادی می کردند ، با دیدن روحانیون به تمسخر آنها می پرداختند! عمامه به سری رای آورده بود ، اما عمامه به سران مورد اهانت قرار می گرفتند؟! فاعتبروا یا اولی الابصار.

 لینک ثابت ....        

ته خط میر حسین

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  شنبه یازدهم مهر 1388  ساعت 15:24

 

موسوی قبل از انتخابات به خاطر همکاری با سازمان مجاهدین، مشارکت و نهضت آزادی مورد بازخواست قرار گرفته بود اما حالا دیگه ماجرا بسیار فراتر از این صحبت‌هاست. کسی که خودش رو خط امامی معرفی کرده بود حالا از طرف محمد رضا پهلوی(سلطنت طلبان)، مسعود رجوی (منافقین)، اسرائیل (صهیونیست های خون آشام)، انگلیس (روباه پیر)، آمریکا (شیطان بزرگ)، فرانسه و آلمان (حامیان رژیم صهیونیستی) مورد تقدیر و تمجید و حمایت واقع شده. همه این‌ها به کنار، موسوی چند روز قبل یکی از بزرگترین حماقت‌های عمرش رو انجام داد و نامه‌ای به حسینعلی منتظری (شیخ مطرود) نوشت و از او کمک خواست!؛ این یعنی ته خط.

یکی از دوستان می گفت ما این همه خودمون رو کشتیم تا بگیم میرحسین موسوی دستش با منتظری و رجوی و پهلوی و ... تو یه کاسه هست اما اینا کار ما رو راحت کردند و دیگه نیازی به زحمت ما نیست.

حالا خاتمی باز هم بیاد ملاقاتش با جورج سوروس رو تکذیب کنه؛‌چه فایده!

 لینک ثابت ....        

سوريان مدال طلاي خود را به احمدي‌نژاد اهدا كرد

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه دهم مهر 1388  ساعت 20:14

                                                

حميد سوريان قهرمان كشتي فرنگي جهان مدال طلاي مسابقات جهاني اخير را به رييس جمهور اهدا و تصريح كرد: دكتر احمدي نژاد با حضور مقتدرانه در مقر سازمان ملل متحد و كسب افتخار و عزت براي ملت ايران و همه مسلمانان، قهرمان اصلي است.

به گزارش رجانيوز، رييس جمهور نيز پس از دريافت مدال طلاي حميد سوريان قهرمان و افتخار آفرين جوان ايران اسلامي، با تاكيد بر اينكه هر كس با همه توان و اعتقاد به ارزش هاي الهي و براي رضاي خدا فعاليت كند؛ در زمين و آسمان قهرمان است، تصريح كرد: جوانان پاك و مومن ايران اسلامي از جمله حميد سوريان كه با اخلاق والاي جوانمردي و نگاه آرماني و اعتقاد به ولايت وارد عرصه مي شوند و به سرنوشت ملت و كشور توجه دارند؛ حتي اگر مدال نيز كسب نكنند، مايه افتخار ملت و قهرمان واقعي هستند.

دكتر محمود احمدي نژاد با بيان اينكه جوانان نقطه اتكا و پشتيبان مسئولان و كشور هستند، تاكيد كرد: خدمت به مردم و فرياد خواسته هاي ملت بالاترين افتخار است و مسئولان نيز بايد نماد جوانان پاك و مصمم ايران اسلامي باشند.

رييس جمهور مستكبران عالم را همچون كف روي آب، بدون بنيان و در حال افول برشمرد و اظهارداشت: فرهنگ اسلام ناب و انقلاب اسلامي و فرهنگ جوانمردي در سراسر جهان حاكم خواهد شد.

دكتر احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه ملت ايران با تلاش جوانان خود روز به روز عزتمندتر خواهد شد، تصريح كرد: حوادث و سختي ها مايه رشد و كمال و دشمني مستكبران موجب افزايش قدرت ملت ايران خواهد شد.

                                     

رييس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود، ورزش كشتي را مظهر جوانمردي ، مردمي بودن و صداقت دانست و گفت: ورزش كشتي عامل ترويج اخلاق و فرهنگ و مجموعه اي از ارزش ها است كه بشر امروز به آنها نياز دارد.

دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه روحيات جوانمردي ورزشكاران ماندگار است، تاكيد كرد: امروز ورزشكاران جمهوري اسلامي اخلاق و جوانمردي ايراني و اسلامي را در جهان منتشر مي كنند.

رييس جمهور در پايان با اشاره به حركت رو به جلوي ورزش كشور به خصوص در رشته كشتي، گفت: سازمان تربيت بدني بايد توجه به ورزش كشتي داشته باشد زيرا كشتي عامل ارتباط عواطف و دل هاي ملت ايران است.

گفتني است؛ مدال طلاي مسابقات كشتي فرنگي قهرماني جهان در دانمارك، قرار است با نام حميد سوريان در موزه رياست جمهوري در معرض ديد علاقه مندان قرار گيرد.

                                            

 لینک ثابت ....        

بازتاب گسترده سخنان احمدی نژاد

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه سوم مهر 1388  ساعت 1:15

رسانه‌هاي انگليسي‌‌زبان

شبكه خبري "فاكس‌نيوز " آمريكا در خبري با اشاره به سخنان احمدي‌نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل نوشت: احمدي‌نژاد از سخنراني خود در سازمان ملل براي انتقاد از سرمايه‌داري و نفاق در قدرتهاي غربي استفاده كرد.
خبرگزاري "بلومبرگ " نيز در گزارشي در اين زمينه نوشت: در حالي كه آمريكا و شماري از كشورها درباره اهداف هسته‌اي تهران هشدار دادند، رئيس جمهور ايران در سخنراني خود در سازمان ملل از آمريكا و اسرائيل انتقاد كرد.
در ادامه اين گزارش آمده است: احمدي‌نژاد حمايت از اسرائيل و اشغال كرانه باختري و محاصره نوار غزه توسط آن را زير سئوال برد و گفت كه فلسطيني‌ها قربانيان اين سياست‌ها هستند.
روزنامه آمريكايي "لس‌انجلس‌تايمز " در گزارشي نوشت كه احمدي‌نژاد اسرائيل را به داشتن اهداف نژادپرستانه متهم كرد.
اين روزنامه نوشت: رئيس جمهور ايران انتخاب مجدد خود را به عنوان اتفاق كاملا دموكراتيك و با شكوه عنوان كرد و از طرح موضوع برنامه هسته‌اي ايران در سخنراني خود امتناع كرد.
روزنامه "ديلي تلگراف " انگليس نيز در گزارشي به قلم "كان كوغلين " نوشت كه هيچ نشانه‌اي از تغيير در ديدگاه احمدي‌نژاد در قبال غرب ديده نشد.
شبكه‌هاي خبري انگليسي‌زبان آمريكا، انگليس و ساير نقاط جهان از جمله "سي‌ان‌ان "، "الجزيره "، "بي‌بي‌سي " و ... نيز سخنان احمدي‌نژاد در نشست مجمع عمومي سازمان ملل را منعكس كردند.

رسانه‌هاي عربي

خبرگزاري و پايگاه‌هاي مهم عرب‌زبان در بازتاب سخنان رئيس جمهوري ايران در سازمان ملل بيش از همه موضوع تغيير در سياست‌هاي جهاني و انتقاد از غرب و رژيم صهيونيستي را تيتر گزارش خود كردند.
پايگاه خبري شبكه تلويزيوني الجزيره قطر با تيتر "سياست بين‌المللي بايد تغيير كند " به انتقاد احمدي نژاد از سياستهاي قدرتهاي غربي پرداخت و نوشت: محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران به موضوع هسته‌اي كشورش اشاره‌اي نكرد و با انتقاد شديد از سياست‌هاي غيرانساني اسرائيل در فلسطين تاكيد كرد كه سياست بين‌المللي حاكم بر جهان بايد تغيير كند.
الجزيره به نقل از احمدي نژاد نوشت كه با بحران اقتصادي به وجود آمده، عصر سرمايه داري بي عاطفه به پايان رسيده است.
خبرگزاري آمريكايي "سي.ان.ان. " در بخش عربي پايگاه اينترنتي خود انتقاد شديد احمدي نژاد از رژيم صهيونيستي و غرب را تيتر گزارش خود كرد.
اين خبرگزاري با تيتر "احمدي نژاد به اسرائيل حمله كرد، از غرب انتقاد كرد و خواستار تغيير شد " نوشت: احمدي نژاد خواستار دخالت نكردن غرب و آمريكا در امور عراق، افغانستان، خاورميانه، آمريكاي لاتين و آسيا و خواستار اجراي تغييرات و اصلاحات اقتصادي بر مبناي عدالت، اخلاق و روابط انساني شد.
خبرگزاري "رويترز " نيز با برجسته كردن مخالفت احمدي نژاد با رژيم صهيونيستي با اين تيتر كه "احمدي نژاد به اسرائيل حمله كرد " نوشت: محمود احمدي نژاد اسرائيل را به در پيش گرفتن سياست‌هاي غيرانساني در مناطق فلسطيني و سيطره بر امور سياسي و اقتصادي دنيا متهم كرد.
رويترز افزود: احمدي نژاد به موضوع هسته‌اي كشورش اشاره‌اي نكرد ولي ضمن تاكيد بر اين كه تهران از حق قانوني و مشروع خود با قدرت حمايت ميكند، افزود كه ملت ايران آماده است تا هر دستي را كه صادقانه به سويش دراز شود، بفشارد.
پايگاه خبري شبكه تلويزيوني "المنار " لبنان نيز اين خبر را پوشش داد و در ضمن گزارش، به آن قسمتي از سخنان احمدي نژاد اشاره كرد كه به انتخابات ايران باز مي‌گشت.
المنار در اين خصوص به نقل از احمدي نژاد نوشت كه ايران شاهد انتخاباتي بزرگ و كاملا دموكراتيك بود كه فصلي جديد براي ايران در مسير پيشرفت ملي باز كرد.
پايگاه خبري شبكه تلويزيوني "العالم " نيز با تيتر "احمدي نژاد مسئوليت تنش در منطقه را بر عهده غرب دانست " نوشت كه محمود احمدي نژاد مسئوليت خونريزي در خاورميانه در جنگهاي عراق و افغانستان را بر عهده قدرتهاي غربي دانست.
العالم افزود: احمدي نژاد در خلال سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل از اقدام غرب در سرپوش گذاشتن برجنايت‌هاي اسرائيل در حق فلسطيني‌ها انتقاد كرد.
پايگاه خبري شبكه تلويزيوني "العربيه " نيز با اين ادعا كه محمود احمدي نژاد با سخنان خود خواست توجه جهاني را از حوادث داخلي ايران منحرف كند اين خبر را پوشش داد.

رسانه‌هاي فرانسوي

اظهارات روز گذشته رئيس جمهور ايران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در انتقاد شديد از رژيم صهيونيستي، همچنين بازتاب وسيع و گسترده‌اي در رسانه‌ها و مطبوعات فرانسه داشت.
روزنامه فرانسوي "نوول آبزرواتور " در سايت اينترنتي خود به اظهارات احمدي‌نژاد عليه رژيم صهيونيستي و انتقاد شديد و صريح وي از اين رژيم پرداخت و سياست رژيم صهيونيستي در فلسطين را غيرانساني خواند.
روزنامه فرانسوي "فيگارو " نيز با پوشش صحبت‌هاي احمدي‌نژاد و تأكيد بر سخنان ضد صهيونيستي وي نوشت: احمدي نژاد به اسرائيل حمله شديدي كرد و نمايندگان غربي در اعتراض به سخنان وي سالن اجلاس را ترك كردند.
اين روزنامه فرانسوي همچنين در بخشي از گزارش خود ضمن اشاره به اظهارات ضدصهيونيستي احمدي‌نژاد و اينكه تصريح كرده بود كه اسرائيل عليه فلسطينيان جنايت انجام مي دهد، به انعكاس سخنان رئيس‌جمهور فرانسه به اين مسئله پرداخت.
روزنامه "لوموند " نيز در اقدامي مشابه ديگر رسانه‌ها و روزنامه‌هاي فرانسوي، خبر اظهارات احمدي‌نژاد را با تيتر "انتقاد احمدي‌نژاد از اسرائيل در سازمان ملل " در صدر اخبار خود مخابره كرد.
ديگر رسانه‌هاي مهم فرانسه نظير "لوپاريزين، راديو بين‌‌المللي فرانسه و اكسپرس " نيز در پايگاه اينترنتي خود به پوشش خبر اظهارات رئيس جمهور پرداخته و بخش‌هايي از سخنان وي را كه به انتقاد از رژيم صهيونيستي پرداخته بود، برجسته كرده و در تيتر و ليد خبر خود گنجاندند.

رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي

سخنان محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران در مجمع عمومي سازمان ملل متحد به خصوص آن بخش از سخنان وي كه به انتقاد شديد از اين رژيم پرداخته بود، در رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي بازتاب وسيعي داشت.
روزنامه عبري زبان "معاريو " با پوشش صحبت‌هاي احمدي‌نژاد و تاكيد بر سخنان ضد صهيونيستي وي نوشت: احمدي نژاد به اسرائيل حمله شديدي كرد و نمايندگان غربي در اعتراض به سخنان وي اجلاس را ترك كردند.
اين روزنامه همچنين در ادامه نوشت: هنگامي كه احمدي نژاد شروع به حرف‌هاي يهود ستيزانه كرد و اسرائيل را متهم كرد به اينكه بر اقتصاد و سياست جهان مسلط شده است، بسياري از كشورهاي غربي سالن اجلاس را ترك كردند.
اين روزنامه به نقل از محمود احمدي نژاد نوشت: اقليتي كوچك بر كشورها و اقتصاد بخش بزرگي از جهان مسلط شده‌اند.
روزنامه صهيونيستي "هاآرتص " نيز از ديگر روزنامه‌هاي اين رژيم بود كه سخنان دكتر احمدي‌نژاد را بازتاب داد و آن بخش از سخنان وي را كه " اسرائيل عليه فلسطينيان جنايت انجام مي دهد " منعكس كرد.
اين روزنامه به سخنان احمدي نژاد درباره رفتار غيرانساني صهيونيست‌ها در برابر فلسطينيان پرداخت و با اشاره به سخنان وي نوشت: اسرائيل از هر سلاحي حتي سلاح‌هاي ممنوعه استفاده مي‌كند تا اعتماد به نفس فلسطينيان را در راه مبارزه با اشغالگري از بين ببرد.
روزنامه عبري زبان "يديعوت آحارونوت " نيز نوشت: احمدي نژاد در يك سخنراني تند در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل، كشورهاي ثروتمند دنيا را به نجات كشورهاي ضعيف فرا خواند و آنان را مسئول فقر اين كشورها دانست.
بنا بر گزارش اين روزنامه، احمدي‌نژاد گفت: اسرائيل بر اقتصاد و سياست جهاني مسلط شده است و دست به كشتار جمعي مردم بي‌گناه مي‌زند.
روزنامه‌هاي صهيونيستي تنها آن بخش از سخنان محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران را كه به انتقاد از اين رژيم پرداخته بود، برجسته كردند و تيتر و ليد خبر و گزارش خود برگزيدند.
"شبكه 10 " رژيم صهيونيستي نيز ضمن بازتاب سخنان رئيس جمهور كشورمان در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل نوشت: احمدي‌نژاد با حمله شديد به اسرائيل، تل‌آويو را به كشتار ‌جمعي و جنايت جنگي متهم كرد.
اين شبكه تلويزيوني همچنين با بيان اين كه احمدي نژاد در سخنان خود در برابر كشورهاي دنيا، تئوري يهودستيزي را دوباره زنده كرد، به بخشي از سخنان وي اشاره كرد و نوشت: اسرائيل با تسلط بر اقتصاد و سياست جهان بر كشورهاي غربي فشار وارد مي‌كند تا بتواند به حيات نژادپرستانه خود ادامه دهد.
پايگاه خبري عبري زبان "نيوز وان " نيز با اشاره به اين كه احمدي‌نژاد هيچ اشاره‌اي به موضوع هسته‌اي ايران نكرد، نوشت: احمدي نژاد يك يهود ستيز است، چرا كه اسرائيل را متهم به اين كرد كه با توسل به زور و جنايت بر كل جهان سلطه پيدا كرده است.
"شبكه 7 " رژيم صهيونيستي نيز با اشاره به سخنان رئيس جمهور كشورمان نوشت: رئيس جمهور ايران در سخنراني ديشب خود باز هم عليه اسرائيل موضع‌گيري تندي كرد و همزمان با صحبت‌هاي وي درباره اسرائيل برخي از نمايندگان كشورها جلسه را ترك كردند.

رسانه‌هاي آلماني‌

سخنراني رئيس جمهور ايران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد امروز مهمترين تيتر نشريات آلماني بود.
نشريه "اشپيگل " با اشاره به اظهارات احمدي نژاد درباره رژيم صهيونيستي نوشت كه احمدي نژاد وقايع جاري در فلسطين به وسيله اسرائيلي ها را "نسل كشي " اعلام كرد و آن را "نوع جديدي از بردگي " دانست.
اين نشريه آلماني به نقل از نمايندگان آلماني نوشت كه شركت كنندگان در اين نشست با اين توجيه كه سخنان احمدي‌نژاد نوعي "يهودستيزي و غير قابل قبول " است آن را ترك كردند.
روزنامه اتريشي "دراشتاندارد " ضمن اين كه به طور گسترده به سخنان احمدي نژاد پرداخت و آن را با عنوان "انتقاد شديد " از اسرائيل نام برد، در ادامه نوشت با وجودي كه مقامات تعدادي از كشورهاي غربي هنگام سخنراني احمدي نژاد سالن نشست را ترك كردند، اما مقامات اتريشي همچنان در محل باقي ماندند و به سخنان رئيس جمهور ايران گوش دادند.
روزنامه "برلينرمورگن پست " نيز همچون ديگر رسانه هاي آلماني زبان، پرداختن به بخش انتقادي سخنان احمدي نژاد از اسرائيل را محور گزارش خود از سخنراني رئيس جمهور ايران قرار داد و نوشت كه احمدي نژاد در سخنان خود اسرائيل را به اتخاذ "سياست غير انساني " در قبال فلسطينيان متهم كرد و اين پرسش را مطرح كرد كه چرا يك كشور به نام اصلي خود يعني "فلسطين " ناميده نمي شود و به نام اسرائيل خوانده مي شود.
"برگزاري انتخاباتي كاملا دموكراتيك " از جمله عناوين برجسته سخنراني احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل بود كه نشريات آلماني زبان به آن پرداخته بودند.
نشريات آلماني زبان بخش هاي ديگر گزارش هاي خود را بر تاكيد رئيس جمهور ايران بر ادامه برنامه هسته اي اين كشور اختصاص دادند.

 لینک ثابت ....        

احمدی نژاد: شما اين عكس را مي شناسيد +عکس

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  جمعه سوم مهر 1388  ساعت 1:13

احمدی نژاد: شما اين عكس را مي شناسيد +عکس

در جريان مصاحبه خبرنگار شبكه سي بي اس آمريكا با احمدی نژاد  اين خبرنگار درباره كشته شدن افرادي در ايران در حوادث پس از انتخابات از جمله ندا آقاسلطان سوالي را مطرح كرد. 

احمدي‌نژاد پس از شنيدن اين سوال، عكسي از مروه الشربيني شهيده حجاب را به اين خبرنگار و دوربين نشان داد و گفت: شما اين عكس را مي شناسيد؛ وي دو ماه قبل وقتي از مردي كه او را مورد تعرض قرارداده بود به دادگاه آلمان شكايت كرد در همان دادگاه توسط خود متهم با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسيد. 


احمدي‌نژاد افزود: خبر اين حادثه ده روز از افكار عمومي مخفي ماند و قبل از كشته شدن خانم ندا آقاسلطان بوده است. چرا اين حادثه در رسانه هاي غربي انعكاس نيافت؟
رئيس‌جمهوري اسلامي ايران درباره كشته شدن نداآقاسلطان گفت: اگر در ايران تخلفي از سوي مأمورين اتفاق افتاده باشد با آن برخورد مي‌شود و دستگاه قضايي در ايران تحت شرايط سياسي تصميم نمي گيرد.
مرجع : فارس

 لینک ثابت ....        

مدعيان پاسخ دهند

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  ساعت 1:26

قبل از برگزاری انتخابات جهت پاسخگویی به اندیشه های مردد (نه مغرض) قسمتی در وبلاگ به نام "پاسخ به شبهات" راه اندازی کردیم که با استقبال خوبی مواجه شد. در آنجا سعی شد با امکانات و اطلاعات محدود خود جایی برای تبادل اطلاعات داشته باشیم. کماکان در آن قسمت در حد توانمان پاسخگوی سوالات شما عزیزان خواهیم بود.

در مقابل ما نیز انتظار داریم که شما هم به سوالات ما پاسخ دهید . البته امیدواریم! 

جواب های شما و احیانا نقد ما بر جواب شما در زیر همان سوال درج خواهد شد.

دوستان همفکر نیز اگر سوالی کلیدی در باب جریان اصلاحات دارند نیز میتوانند سوالات خود را در نظرات بفرمایند تا بعد از بررسی در لیست سوالات قرار بگیرد.


  • دلیل انعقاد قرارداد ننگین و خائنانه ی کرسنت چه بود ؟ قراردادی که علاوه بر ضرر فراوان ٬ حساب های دائمی را برای عده ای گشود !
    بی پاسخ !

 

  • علت مصاحفه ی آقای خاتمی با زنان ایتالیایی چه بود ؟
    بی پاسخ !

 

  • علت دروغگویی آقای خاتمی در تکذیب فیلم دست دادن با بانوان در ایتالیا چه بود ؟
    بی پاسخ !

 

  • علت همکاری تنگاتنگ ستاد آقای موسوی با بی بی سی چه بود؟
    بی پاسخ !

 لینک ثابت ....        

جورج سوروس:خاتمي به من گفت با حکومت مذهبي نمي‌توان به دمکراسي دست يافت

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  دوشنبه سی ام شهریور 1388  ساعت 23:40

...سوروس افزود: خاتمي معتقد بود که دموکراسي و رواداري دولت با ساختار کنوني يک حکومت مذهبي که در راس آن رهبر مذهبي حکمراني مي کند، به دست نخواهد آمد.وي افزود: خاتمي انتخاب احمدي نژاد را حرکتي در جهت تثبيت بيشتر قدرت رهبر مذهبي ايران ارزيابي کرد و معتقد بود که در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفته است.رييس هيات مديره موسسه جامعه باز اظهار داشت: خاتمي معتقد بود که در دوره 8 ساله رياست جمهوري خود با هيولاي انسداد سياسي همه روزه دست و پنجه نرم کرده است و اين بن بست سياسي علي رغم گفت و گو هاي متداول و دامنه دار سياسي در راس حاکميت همچنان برقرار است.سوروس ادامه داد: خاتمي در اين جلسه به من گفت که کليد قفل بسته شده سياست در ايران تنها و تنها فشارهاي اجتماعي و کمپين هاي وابسته به جنبش هاي دانشجويي، کارگري و زنان است که بايد خواسته هاي گروهي و شعار تغيير را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابر عمومي منتقل کنند.وي اظهار داشت:خاتمي در اين ديدار کاملا در نقش رهبر مخالفين دولت در ايران صحبت مي کرد...

 ادامه مطلب ....      لینک ثابت ....        

كد لوگوي وب ما

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388  ساعت 1:53

 

 

 لینک ثابت ....        

حرامزاده و یک سوال ساده ساده ساده از سبزها

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  شنبه چهاردهم شهریور 1388  ساعت 17:4

تقی دژاکام

اگر جملاتی که شیخ "یوسف صانعی" در سخنرانی منتشر شده اش گفته ، نه او ، که کسانی چون "محمد تقی مصباح یزدی" یا "احمد جنتی" یا نه ، یک پیشنماز ساده معمولی که تصادفا در انتخابات به "محمود احمدی نژاد" رای داده بوده ، در یک جلسه خیلی خیلی خصوصی به نزدیکترین کسانش و درباره یک شخص خیلی خیلی معمولی و گمنام  گفته بود و باز هم تصادفا فایل صوتی یا احتمالا تصویری آن منتشر شده بود (ببینید صورت مسئله را خیلی خیلی ساده و کوچک کرده ام )، رسانه های وابسته به اصلاح طلبان و سبزها چه در داخل و چه در خارج چه می کردند ، چه تظاهراتی در شهرها راه می انداختند و چه تجمعات و تحصنهایی در مقابل قوه قضاییه می کردند و چه نامه های سرگشاده ای خطاب به رئیس جدید قوه قضاییه می نوشتند ،شیخ مهدی کروبی چند تا نامه به اکبر هاشمی رفسنجانی می نوشت ، نمایندگان اقلیت مجلس چه مصاحبه هایی با بی بی سی فارسی و صدای آمریکا نمی کردند ، روز آنلاین و پیک نت چه ها نمی کردند ، نیک آهنگ چه کاریکاتورهایی نمی کشید و ...؟

 ادامه مطلب ....      لینک ثابت ....        

چند اشتباه در یک اظهارنظر موسوی

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  شنبه چهاردهم شهریور 1388  ساعت 17:1

مجله امتداد

خواستم تو تیتر این یادداشت بجای اشتباه از کلمه ی "سوتی" استفاده کنم پیش خودم گفتم بلاخره یه فرقی باید با جناح مقابل داشته باشیم!
حالا که تحرکات مربوط به انتخابات تقریبا خاموش شده ٬ یک نگاه دوباره به مناظره ی آقای احمدی نژاد و اقای موسوی میکنیم.

بحث راه قدس از کربلا می گذرد بحثی داغ در مناظرات انتخاباتی بود جا دارد در این مجال به چند خطای فاحش که آقای موسوی که در این بخش مناظره بیان کردند اشاره کنیم :

۱- فرمانده نیروی اعزامی به لبنان حاج احمد متوسلیان بود نه شهید همت.

۲- نیروی اعزامی به استعداد یک تیپ هم نمی رسید چه رسد به لشکرها.

۳- در عرف نظامی مسول این نیروها فرمانده نیروها بود نه رئیس لشکرها.

۴- قوای محمد رسول الله به سوریه اعزام شد و در پادگان زبدانی مستقر شد و بعد از آن بحث راه قدس از کربلا پیش آمد نه قبل از اعزام نیروها.

۵- نیروهای فوق طی سه مرحله اعزام شدند که در مرحله سوم مسوولیت بر عهده شهید همت بود.

۶- بحث راه قدس از کربلا می گذرد درست ۹ شب پس از اعزام نیروها مطرح شد نه شب پیش از اعزام.

۷- راه قدس از کربلا می گذرد نه توسط مرحوم حاج احمد خمینی که توسط خود امام در روز ۳۰ خرداد در دیدار با روحانیون مطرح شد.

۸- این نیروها به فرمان خود امام  و با مصوبه و ابلاغ شورای عالی دفاع به لبنان تشکیل شدند و بر اساس دستور امام هم باز گشتند.

به راستی چرا باید چنین خطاهایی در گفتار نخست وزیر دوران دفاع مقدس رخ بنماید؟

اگر مایلید یکبار دیگر مناظره را نگاه کنید......؟؟؟

 لینک ثابت ....        

اصلاحات در اصلاحات نیاز است !

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  شنبه چهاردهم شهریور 1388  ساعت 16:58

در طی سالیان اصلاحات کشور دائما درگیر با انواع توطئه ها ، تخطئه ها و کارهای سیاسی بوده و تنها کاری که نشده خدمت به مردم و رفع نمودن مشکلات اقتصادی کشور بوده .
اینهایی که در زیر خواهید دید مشتی از خروارها مشکلاتی بوده که توسط حضرات ایجاد شده است و نمی دانم چرا بعضی آلزایمر گرفته اند و بعضی با چه رویی و چه جسارتی حرفهایی را به زبان می رانند.


 

-  دوستان ابتدا باید توجه کنند که اگر هاشمی و خلف او سنگ اول سازندگی را بر معیار های عقلایی می گذاشتند نه حزب بازی ، وضعیت ما نه این گونه نبود و دیوار از پیش کج بنا شده نیاز به مرمت نداشت .

- درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها .

- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن . میلی به باز کردن پرونده مشتی اراذل ندارم ولی هنوز در مورد بی سیم های وزارت کشور خاتمی  که در دست کودتاچیان بود به مردم توضیح داده نشده است و اگر نبود تدابیر رهبری و هوشیاری مردم ،کشور ما به سرنوشت  گرجستان دچار شده بود...

- قتل های زنجیره ای که حادثه ای کم نظیر از تمامی جهات علی الخصوص نحوه برخورد با عاملین و بی آبرو کردن نظام و دستگاه اطلاعاتی کشور توسط خود مسئولین بود .

- درگیری های شورای شهر تهران .

- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان .

- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و... .

- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان .

- ماجراهای غم انگیز مجلس ششم که تنها کاری که نکردند توجه به مردم بود .

- تحصن نمایندگان مجلس ششم که نقش اپوزوسیون در داخل را به خوبی ایفا نمودند .

- سرقت اسناد بکلی سری مملکت به راحتی و با حمایت دولت (فیلم قتل های زنجیره ای ، نامه سعید امامی در خصوص مطبوعات و...) و در اختیار دشمنان قرار دادن آنها برای بهره برداری تبلیغاتی .

- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به نحوی که رادیوهای بیگانه شاید یک ساعت بعد از آنها اطلاع داشتند .

- استعفا و تهدید به استعفاء اکثر فرمانداران و استانداران در رابطه با تحصن نمایندگان .

- نامه نگاری به رهبری برای خوردن جام زهر(قبل از حمله آمریکا به عراق) .

- تشبیه محرومان به لشگر قابلمه به دست ها

- نامه خیلی محرمانه خاتمی به بوش که ما دست از حمایت لبنان و حماس و فلسطین و بی خیال شدن اترژی هسته ای به این شرط که به ما حمله نکنند . نامه دولت خاتمی به بوش در زمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد. اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد، این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یاد مواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد! به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانه‏ای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هسته‏ای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!

 - سفر رییس جمهور سابق به صورت سری به کنفرانس گروه بیلدربرگ(فراماسونری-صهیونیستی) در سال 1999و ارائه تز گفتگوی تمدنها و تصویب آن یک سال بعد 2000در سازمان ملل و نامگذاری سال 2001به این نام و در پی آن ارائه تز جنگ تمدن ها توسط ساموئل هانتینگتون در آمریکا .

- دست دادن رئیس جمهور سابق با زنان در ایتالیا که ابتدا تکذیب بعدا توجیه شد و سکوت مرگبار همه در خصوص بدیهی ترین چیز(حرام بودن) حتی علما و بی آبرو کردن شیعیان در بین مسلمین - شخصی که خود رو فرزند زهرا می داند و پاک بی عیب ؛ چگونه با زنان اجنبی دست میدهد ؛ آیا فرزند زهرا و علی این گونه است؟

- رییس جمهور سابق فرمودند: عطای قدرت را به لقایش بخشیدم ، نمیدانم چه شده دوباره هوس رییس جمهور شدن به سرشان زده است !

- خدمت به آمریکا و دشمنان نظام به خاطر نفوذ دادن سکولاریسیم در بدنه جامعه و دولت .

- سید بزرگوار! تو سید آنهایی هستی که امام حسین (ع) را خشونت طلب خواندند وگرنه ملت آنقدر هم ساده نیستند که سه سال پیش را فراموش کنند .

- طرح شعار زنده باد مخالف من (فقط شعار نه عمل) و دفاع از آزادي بيان (البته به اين بهانه توهين هاي بزرگي در اين زمينه به مقدسات صورت گرفت كه خاتمي براي رفع آنها اقدام موثري نكرد) بزرگترين اقدامات چشمگير دولت اصلاحات بود كه در كنار همين ها افتضاحات شديدي رخ داد كه خاتمي نسبت به آنها كم توجهي مي كرد .

- اخیراً هم آقای خاتمی وقتی از آمدن یا نیامدنش سخن گفت، تأکید کرد که اگر بیاید، حتماً باید اصلاحات را تعریف کند. خب چیزی که بزرگان و سردمداران آن هنوز در تعریفش به یک معنای مشترک نرسیده اند، چه طور مدعی هستند که مردم دنبال آن بودند و امروز هم تشنه آن هستند؟!

- آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟

- در روزنامه های اصلاح طلب مردم را دلفین نامیدند که بالا و پایین می پرند!

- در یکی از گزارش های سازمان بازرسی کل کشور آمده است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی "چندین" میلیارد دلار برداشت اضافه از حساب ذخیره ارزی شده و آن هم "بدون اجازه مجلس" بوده است. این در حالی است که در دوره اخیر بیشترین برداشت از این حساب با "اجازه مجلس" بوده است. یعنی مواردی جزیی داریم که با تفسیر هزینه ای برداشت شده و آنهم با ذهنیتی که جزء اختیاراتش بوده اتفاق افتاده است، البته عدد بزرگی نبوده است.

- در دوران اصلاحات وقتی حرف از وضعیت اقتصادی میشد،مسئولین دولتی از تمام ترفندها برای منحرف کردن اذهان عمومی از این موضوع استفاده میکردند.حتی یکی از مسئولین بی شرمی را به جایی رساند که بصورت علنی به شعور اجتماعی مردم توهین کرد وگفت:"اگر ما مرگ موش هم بدهیم،مردم برای گرفتن آن صف می بندند." حال همینان دم از مشکلات اقتصادی دولت نهم میزنند. از طرفی همه ی ما کم و بیش از پروسه های تدوین شده در دوران اصلاحات برای براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی خبر داریم و امروز چهره ی جدیدی از امثال آقای خاتمی می بینیم که خود را پیرو مکتب خمینی کبیر(ره)میدانند. اینها همان مصداق شاه سلطان حسین ها هستند که مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان به ما از سردمداری آنان هشدار دادند.

- متاسفانه ویژگی شخصیتی آقای خاتمی به شکلی است که همه را دور خودش جمع می کند و زمینه اعتماد دشمن را فراهم می کند.

- مگر ما یادمان رفته که همین اصلاح طلبان محترم مثل سازمان مجاهدین بیانیه دادند در حمایت از طالبان!

- چرا بوش از اصلاح طلبان حمایت می کند؟ چرا بسیاری از آنها اعلام برائت نمی کنند از مواضعی که بوش و مثل بوش روی آن سرمایه گذاری کرده اند!

- خاتمی رییس جمهوری است که با افتخار علت پف آلود بودن چشمش و تاخیر در جلسه هیات دولت رو نگاه کردن فوتبال تا پاسی از شب می دونه ! (مراجعه به سایت ابطحی) .

- خاتمی کسی است که عملا نابودی دین در برابر آزادی را خواستار است (سخنان خاتمی در دانشگاه) .

- طرح طرد ولایت فقیه در زمان خاتمی مطرح شد. البته که طرفدارانش باید عکس امام رو پاره کنند (در دانشگاه تهران). مگر عکس رهبر عزیز رو آتش نزدند. مگر شهید و شهادت را به مسخره نگرفتند و کسی که امام آن را رهبر خود دانسته بود به کودکی دیوانه که عقل نداشته و جو گیر شده توصیف نکردند .

- تورم زمان خاتمی به گفته بانک مرکزی بیست و پنج درصد بوده .

- مبلغ 50000000000 دلار برداشت از صندوق ذخیره ارزی طی سالهای ریاست جمهوری خاتمی جارو کردن حساب ذخیره ارزی نیست؟

- کسانی که با دیدن چند صد نفر انسان که نصف انها هم مخالف هستند و در ضمن گزینش شده اند آنچنان خوشحال می شود که انگار تمام ایران انجا جمع است و در عین حال حضور چند صد هزار نفری مردم در استقبال از رییس جمهور را نمی بینید! انسانی که خوابست را می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز.

- بمردم فشار اقتصادی و تحریم و کم پولی و سختی های موجود را تحمل می کنند اما خود فروشی و تر سویی و ذلت و دروغ گویی آشکار و از همه مهمتر توهین به امام امت و شهدا و دین و اسلام رو هرگز تحمل نمی کنند . و خوب می توانند فرق نوکر شجاع و کاری و شاه سلطان حسین های ترسو را از هم تشخیص دهند.

- خاتمی حرف زد و عمل کرد. بله درست است به حرف خود راجع به بی بند وباری های سیاسی و فرهنگی خیلی خوب عمل کرد همان چیزی که موافقان خاتمی دنبال آن بودند و هستند. اما آنها غافلند که: هر که با آل علی در افتاد ور افتاد.

- در دولت آقای خاتمی هر نه روز يک بحران بود (نقل از خود آقاي خاتمي) .

- دوستان خوب به یاد دارند که دولت خاتمی آنی نبود که انتظار داشتند بلکه شد آنچه که نباید می شد و تبدیل به دولتی شد بدتر از دولت سازندگی. دیگر آیا کسی پیدا می شود که بر گوشه گوشه دولت خاتمی نقد نداشته باشد؟ از کدام نقطه قوت دولت خاتمی حرف می زنید که اینگونه آزموده ایی را دوباره فرصت امتحان می دهید؟ جای تاسف و درد است برای کسانی که یا ندانسته دم از طرفداری خاتمی می زنند یا آگاهانه منتظر دوباره رسیدن خاتمی به دولت برای رهایی از قید های انسانی و اسلامی هستند.

- برای شما چه مهم است؟ دست برداشتن از امام و رهبری و شهدا و انقلاب و حمایت از مظلومین و به قدرت رسیدن سکولارهای روشنفکر؟ اگر در پی این هستید باید قاطعانه به محمد خاتمی رای دهید و اگر در پی حفظ ارزشهایمان هستید و برایتان شکم گرسنه کشاورز بیچاره مهم است پس حرفی از خاتمی نیاورید که وقتی کشاورز بدبخت ما شبش به سختی به صبح می رسید جناب خاتمی در برن سوییس مشغول شعر و فلسفه بود و تحقیر ملت بزرگی به نام ایران.

- دوستان اگر امام و رهبری ودین قبول ندارید، وصیت نامه کوروش کبیر را به شما پیشنهاد می کنم که بدانید آیا خاتمی با همه دین گریزیش آیا به گفته های کوروش توجهی کرده است که ملت را در سال 2003 به اجنبی های از خدا بی خبر نفروشد؟

- این بزرگوار جانش را نتوانست برای انقلاب (بدلیل ماموریت در آلمان) و در جنگ تحمیلی(اونم حتما دلیل دیگری داشته که اون دلیل هشت سال طول کشیده!) فدا کنه حالا بعد از سی سال بعد از انقلاب و دو دوره ریاست جمهوری می خواد این کار را انجام بده !

- دانشجویانی که با هزینه ملت مشغول به تحصیل دردانشگاه شده اند و به ملت، مسئولین و تاریخ کشور اهانت می کنند معمولا افراد بسیار بی اطلاع و هیجان زده ای هستند که تفکر سیاسی را با غوغا اشتباه گرفته اند و نمی دانند که با پاسخ دادن به تعدادی سئوال چهار جوابه و ورود به دانشگاه هیچکس ناگهان مصلح اجتماعی یا انقلابی تمام عیار نمی شود. این کارها از مسیر مطالعه، علم و وطن دوستی می گذرد و دلیل من اینست که از این افراد پس از فارغ التحصیلی جز خود به چیز دیگری می اندیشند(بجز تعداد بسیار اندک) و در پاسخ به گذشته پر حرارت خود با خنده می گویند "جوانی است و هزار اشتباه" دانشگاه باید مرز بین اعتقاد و اقدام ضد ملی را برای دانشجویان روشن کند. شما می بینید در غرب دانشگاه ها جای تصفیه حساب سیاسیون بدست دانشجویان نیست و کسی از این سلاح استفاده نمی کند چرا که دانشجو بجز حوانی و هیجان زمینه کار اجتماعی ندارد و هر گونه کارکشیدن از او سوءاستفاده تلقی می شود .دانشجو در حین تحصیل با بالا بردن سواد علمی، اجتماعی و سیاسی و در حین ورود به جامعه آماده کار از جمله کار سیاسی می شود تا مسئولیت کامل کار خود را بعهده داشته باشد نه اینکه شبه کودتای هجده تیر را تاجزاده و موسوی لاری و کوهی و سلیمانی و عباد و حجاریان و دارو دسته اطلاعاتی های اسبق با راهگشایی موسوی خویینی های رادیکال پیشین و توبه کرده بعدی طراحی کنند و بدست دانشجوی هیجان زده اجرا کنند و وقتی کودتا شکست خورد کنار بکشند تا دانشجو گرفتار شود و بعد برای دانشجوی گرفتار اشک تمساح بریزند.

- آقایان اصلاح طلب ! بالاخره ولی فقیه را قبول دارید یا ندارید؟ اگر قبول دارید، موضع ایشان نسبت به دولت نهم روشن است ؛ اگرقبول ندارید، پس حرف امام را هم قبول ندارید که می فرمایند پشتیبان ولی فقیه باشید. تکلیف خودتان را روشن کنید !

- آقای خاتمی هم در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.

-  بیست و هشت نفر از جمله، محمد خاتمی، عطاء الله مهاجرانی، موسوی خوئینی ها، سید عبدالواحد موسوی لاری، اسدالله بیات و لطیف صفری امضا کنندگان آن هستند که از دستگاه قضایی که چهل روزنامه و نشریه را در آن زمان بستند، تشکر و حمایت کرده اند. امضای ایشان پای این نامه است.

- در دولت آقای خاتمی، رجانیوز سی و پنج نفر اسم داد، یکی آقای مرتضی حاجی که مدارک دکترای تقلبی از دانشگاه هاوایی داشتند که اسناد آن را منتشر کرد. و وزارت علوم با فشار کیهان مجبور به ابطال مدارک شد.

- استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 : «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»

- کساني که در دوره اصلاحات مي گفتند انديشه امام به موزه سپرده شده است،‌ خود به موزه تاريخ رفته اند و امروز دست و پا می زنند تا از موزه تاریخ خود را رها کنند. اندیشه امام امروز در بلندترين تريبون سیاسی دنیا یعنی سازمان ملل توسط رئيس جمهورمان تبيين مي شود .

- آقای خاتمی در جواب به دانشجویان معترض گفت : "می دهم، بیرونت کنند، آدم باشید!" در صورتی که همین برخورد، بلکه بدتر از آن با آقای احمدی نژاد شد ولی گفت من تحمل می کنم .

- شعار آزادی دادن، یک چیز است و عمل کردن به آن یک چیز دیگر است، خوب است اگر انسان شعار آزادی می دهد، از طرف دیگر برای مردم حرمت قائل باشد، از یک طرف می گفتند مردم، سالار هستند و از طرف دیگر می گفتند این ها لشکر قابلمه به دست هستند، اینها باید مرگ موش بخورند، وقتی مردم خرم آباد که مقابل سروش ایستادند، گفتند که نمی گذاریم که بیاید، سروش به آنها لقب آدمخوار داد!

- چرا بايد در زمان دولت آقاي خاتمي، هواپيمای چهل ميليارد توماني از سلطان برونئي خريداري و بیست ميليارد تومان هم صرف تشريفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟

- شش ميليارد دلار پولي را که به گفته آقاي انبارلويي که در زمان خاتمي به خزانه برنگشت ، چه شد ؟

- رفسنجان کاخ و فرودگاه ساختند و در اردکان بسياري ازامکانات را فراهم آورده اند، در حالي که در جيرفت و عنبرآباد مردم در کپر زندگي مي کردند؟!

- در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویصد ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.

- امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.

- آقای مهاجرانی که شخص رهبری فرمودند، من از ایشان راضی نیستم، چون همه سیاست هایش چه در فیلم و کتاب و موسیقی و... غالباً بر ضد اسلام بود، در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم، آقای خاتمی گفتند که اگر مهاجرانی استعفا دهد، من هم با وی استعفا می دهم. برخی از همان مراجع در این رابطه در تحصن شرکت کردند و ایشان به آن مراجع بی اعتنایی کرد.

- مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!

- کنفرانس برلین هنوز یادمان نرفت!

- کمرنگ کردن ارزش های انقلاب و هجمه به دستاورد های آن

- آقاي خاتمي 16 آذر 83 وقتي از سوي برخي عناصر تندرو در دانشگاه تهران مورد بي احترامي قرار گرفت، في المجلس فرياد برآورد كه «از درون اردوگاه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي رسد» اما پس از 4 سال اكنون در ديدار جمعي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي مي گويد «بهترين و يكي از لذت بخش ترين لحظه هاي زندگي من روز 16 آذر 83 بود كه تعدادي دانشجو اعتراض كردند و سخنان تند به زبان آوردند». سخن بر سر تحمل مخالف- در عين مرز داشتن با او- نيست بلكه بر سر اين است كه آن روز صداي دشمن پس از 7 سال معركه گرداني عوامل آن و صرفاً به خاطر تند شدن به شخص آقاي خاتمي شنيده و هشدار داده شد و امروز از همان «صداي نفوذ دشمن در اردوگاه اصلاحات» به عنوان لذت بخش ترين لحظه ها ياد مي شود و اينك تحريك كنندگان و سامان دهندگان اصلي افراطي گري مورد نظر آقاي خاتمي در جبهه اصلاحات، جزو ستاد اوليه اي شده اند كه قرار است ديگران را به راه آورد. وگرنه چند تا جوان ساده دل اغوا شده كه به خودي خود شأنيت و اهميتي ندارند.

- سهم خواهي و گروكشي يكي از بيماري هايي بود كه دولت خاتمي را از پاي درآورد. اكنون با گرد هم آمدن اكثريت قريب به اتفاق مؤتلفان سابق، بايد اين پرسش را پاسخ گفت كه سابقه داران سهم خواهي، آيا توبه كرده اند و براي رضاي خدا و خلق آستين بالا زده اند؟ آيا قرار است كشور به 12 سال قبل بازگردد و درجا زدن و عقبگرد را از نو شروع كند؟

- عدم مرزبندي با جريان هايي نظير گروهك نهضت آزادي .

- آقای هاشمی! پذيرفتن فساد مالي در پروژه‌هاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را مي‌سازيم و مثلا 10 ميليارد خرج مي‌كنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور مي‌ماند و هيچ كس نمي‌تواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيت‌المال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابن‌هرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت­ترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"

- دور بودن هاشمی رفسنجانی از فضاي دانشگاه بر كسي پوشيده نيست. عدم دسترسي دانشجويان به ایشان موجب گشته تا شبهات و مطالبات آنها از او  بي‌پاسخ بماند. نشاط فضاي دانشجويي ايجاب مي‌كند كه مطالبه‌اش تند و تيز باشد و سوالش پركنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمت‌گزاران نظام اسلامي وجود دارد كه سايرين در چنين فضاهايي نيز شركت كرده و پاسخ­گو هستند ولي هاشمی همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب مي‌كند؟

- آقای هاشمی چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط كشور را در بهترين وضع ممكن مي‌دانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع كشور به گونه‌اي است كه آن را بحراني مي‌ناميد. حال آنكه مقايسه‌اي ساده بين شرايط كنوني كشور و آن دوره به خوبي مشخص مي‌كند.

- آقای خاتمی در نطقی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشتم کلمه"مولاه" در " من کنت مولاه فعلی مولاه " را به معنی دوست گرفت تا از آرای اهل سنت بهره مند گردد.

- چرا بايد حزب كارگزاران كه در فضاي سياسي كشور به واسطه وابستگي‌اش به هاشمی شناخته مي‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب كه غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بوده‌اند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود كه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرال‌ها بيفتد".

- چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبيين نمي‌كند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكرات‌ها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نمي‌كند؟

- روز جمعه- 11 بهمن ماه 87 - آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق طی سخنانی به مقایسه دوران اصلاحات و دوران کنونی پرداخته و گفت؛ «امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر دلمان برای کشور می سوزد»! ایشان درباره یکی از دستاوردهای دولت اصلاحات که باعث سرافرازی وی بوده است گفت «در گذشته کاری شد که همه دنیا گفتند منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست درآمده است؟ جناب آقای خاتمی به خاطر دارید که حضرتعالی از ارائه طرح گفت وگوی تمدن ها به سازمان ملل با چه افتخاری یاد می کردید و آن را زمینه ساز صلح جهانی می دانستید؟ ولی در همان سال آمریکا و متحدانش به افغانستان حمله کردند و بعد به عراق و از ایران با عنوان «محور شرارت» یاد کردند! خب! جناب خاتمی آیا مطابق فرمول خودتان نمی خواهید به این سؤال پاسخ بدهید «چه کرده بودید و چه شده بود» که ایران را محور شرارت نامیدند؟ اتهام «محور شرارت» که میلیاردها برابر از خارج کردن منافقین بدبخت فلک زده از لیست تروریست ها اهانت آمیزتر است. نیست؟ راستی آقای خاتمی اگر فرمول خودتان را قبول دارید باید از شما پرسید چرا در قتل عام مردم مظلوم عراق شرکت فرمودید؟! حتماً می فرمائید حمله به عراق کار آمریکا بود، نه دولت اصلاحات، خب! پس چرا خارج کردن منافقین از لیست گروه های تروریستی را به عملکرد دولت نهم نسبت می دهید؟! جل الخالق!!

- جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه عليه دين و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خردادي‌ها تولید شد. رئيس‌جمهور طبق سوگندي که مي‌خورد بايد پاسدار دين و انقلاب باشد؛ لذا نمي‌تواند در برابر مخالفان دين و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.

- آقای محمود كاشاني عضو هيات مديره كانون وكلاي استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشيه ميزگردي كه با حضور عباس سليمي نمين در همايش درآمدي بر كارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت:  بیشترین تخلف از قانون اساسي در دوره خاتمي صورت گرفت. اين درحالي است كه من بارها از وي براي مناظره دعوت كرده ام كه وي پاسخ منفي داده است لذا دولتي كه حساب پس نميدهد را نبايد به عنوان دولتي مردم‌سالار ياد كرد.

- آيا تأسيس بنياد باران و برآورد حقوق مادام‌العمر براي ياران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعي مي‌باشد؟

- در حالي رسانه‌هاي مخالف دولت بر شايعاتي همچون اخراج و بازنشستگي اساتيد تاکيد دارند که در دوران خاتمی بيش از 200 تن از اساتيد مذهبي دانشگاههاي کشور از جمله بسياري اساتيد دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زيباکلام) اساتيدي همچون دکتر نجفي، فتح‌الهي، نامدار و... در عرض 3 ماه بيش از 30 هزار نفر از مديران اجرايي کشور به جرم عدم همراهي با ستادهاي خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتي به آبدارچي و خادم مسجد نيز رحم نکرد !

- مصوبه هاي عجولانه در آخرين جلسات هيات وزيران دولت اصلاحات، در برخي موارد به مصوبه هايي براي تامين منافع اقتصادي برخي گروه هاي سياسي مبدل شد. دولت هشتم در آخرين جلسه هيات وزيران، و يک روز مانده به پايان کار اين دولت، طرحي را به تصويب رساند که  به پيشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هيات وزيران واصل شده بود. اين طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحيه عسلويه ياد ميشود، در حالي با پيشنهاد وزارت نفت در تاريخ 11 مرداد 1384 به تصويب هيات وزيران رسيد که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضي بخشهايي از منطقه حفاظت شده سراج و نيز محدوده پيرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شايد آنچه علاوه بر تصويب خارج از روال اين طرح در روز ارائه به هيات وزيران سوال برانگيز بود، بخش هاي پاياني مصوبه هيات وزيران دولت اصلاحات است. بر اين مبنا وزارت نفت  مکلف شد نسبت به تامين خسارت آسيب ديدگان از اجراي اين مصوبه نيز اقدام کند.
بر اساس همين مصوبه بود که پرداخت مبلغ 300 ميليارد تومان بابت خسارت وارد شده به يک شرکت پرورش ميگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعاليت داشت در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.اما شرکت مذکور که اعضاي هيات مديره آن را افرادي چون آقايان "ک"، " ق" و " م" از سران يک حزب متنفذ سياسي با سابقه طولاني در فعاليت?هاي اقتصادي و نفتي تشکيل مي دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با تصويب هيات وزيران دولت اصلاحات توانسته بودند مجوز فعاليت در منطقه حفاظت شده سراج، براي پرورش ميگو را دريافت کند. بر همين مبنا هيات دولت سازمان حفاظت از محيط زيست را موظف کرده بود تا پنج هزار هکتار از اراضي منطقه سراج در ناحيه عسلويه را به اين شرکت براي امر پرورش ميگو واگذار کند.
اين در حالي است که هيات دولت هشتم تنها جند ماه بعد و در آخرين جلسه خود با تصويب طرحي که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمينه دريافت خسارت 300 ميلياردي اين شرکت را بابت زمين هاي دولتي که چند ماه قبل باز هم توسط هيات وزيران به آن شرکت واگذار شده بود فراهم کرد.
هرچند دولت نهم در 12 ديماه 1385 بنا به پيشنهاد سازمان حفاظت محيط زيست و به استناد اصل يکصدو سي و هشتم قانون اساسي تصويب نامه مذکور را به طور کامل لغو کرده و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد، اما مشخص نيست مصوبه هاي اختصاصي از اين دست، چه تعداد از مصوبات هيات دولت هشتم را در روزهاي پاياني به خود اختصاص داده است. اين در حالي است که بررسي هاي بعدي مشخص کرد نه تنها تصويب واگذاري پنج هزار هکتار زمين بابت پرورش ميگو يک اقدام غير منطقي است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمايه گذاري براي اکتشاف گاز را نيز نداشته است.

- آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- آقای مهاجرانی در تاریخ ۱۶/۱/۷۹ گفته بودند :نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. کاری نداریم که ایشان برای همین ۶ تا زن گرفت که ثابت کندبه اندازه بال مگسی هم غیرت نداشت و بعد هم به انگلستان گریخت .
این شخص وزیر فرهنگ هم بوده و خود بخوان که با این طرز تفکر چه بلایی بر سر فرهنگ کشور آمده است.
البته یادمان نرفته که علما بعد از آن فجایع فرهنگی تحصن کردند و داد می زدند ((ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما)) رهبری هم از عملکرد این وزارتخانه ابراز نارضایتی شدید کرد . استیضاح این مفسد در مجلس رای نیاورد. و در پایان خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه ریخت: ((استعفای مهاجرانی به استعفای من بسته است و من کاملا با افکار او موافقم)). و این یعنی اوج مشکلات تفکر این جریان...

- حضور خاتمی در اجلاس بیلدربرگ و هم کاسه شدن با سران صهیونیست. عزیزان برای مستندات این خیانت به کتاب جالب شوالیه های ناتوی فرهنگی پیام فضلی نژاد مراجعه کنند.
البته خاتمی در مورد سفر اخیر خود به نژاد پرست ترین و صهیونیست ترین کشور دنیا یعنی استرالیا باید جوابگوی ملت ایران باشد. قوه قضاییه هم که  فقط برای عدالتخواهان و امثال طلبه سیرجانی همچون شیر غرنده می خروشد و برای هتاکان این چنینی به منافع ملت ایران همچون ... به لانه ی خود می خرامد!

- رابطه مستقیم با نهضت آزادی از روشن ترین انحرافات جریان دوم خرداد بود. مصاحبه اعضای نهضت آزادی در اواخر سال 1378 مبنی بر قانونی شدن فعالیت این گروهک توسط توسط عبدالله نوری و تاج زاده را که به خاطر دارید. دیدار چندی پیش سران نهضت آزادی در همایش نفت ، توسعه و دموکراسی نیز که اظهر من الشمس است .برای چه آمده بودند؟ حتما دستوراتی از آن سوی آبها داشتند و مطمئنا برای سیزده بدر نیامده بودند . ابراهیم یزدی در گنکره هفتم نهضت در سال 1363 می گوید:
«نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ...نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی ایران را از طریق قانونی و منطق و پارلمانی سرنگون کرد»
آیا ارتباط داشتن با چنینی عناصر منحوسی این دلیل برای ساقط کردن انقلاب نیست؟

- حمله به نهاد هایی مثل سپاه پاسداران، نیروی انتظامی ، وزارت اطلاعات و مهمترین ارگان مقابله کننده با براندازی و محافظ نظام یعنی بسیج : اوج حمله های ناجوانمردانه ی آنها را بعد از قتل های زنجیره ای شاهد بودیم که منجر به استعفای وزیر اطلاعات شد. حمله به بسیج هم که تمامی ندارد و نخواهد داشت و بیشترین حمله آنها به نهادی مثل بسیج است که هیچ نیروی لجستیکی ندارد وصد البته  این حملات هیچ سودی نداشت چون بسیجیان این جمله سردار شهید اصفهان را همیشه بر یاد داشتند:«حاشا که بسیجی میدان را خالی کند»

- تضعيف نيروهاي مسلح» در دولت اصلاحات نیز امری غیر قابل انکار است. بر مبناي مطالب مندرج در صفحه 352 كتاب «مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه» كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي دولت اصلاحات انتشار يافت، كاهش هزينه هاي نظامي ايران به ميزان 20 درصد، در دستور كار دولت اصلاحات قرار داشته است.
در اين سند آمده است: «مروري بر منابع قدرت ايران نشان مي دهد كه پس از انقلاب، ايران بيشتر به توسعه گرايش نظامي روي آورده است(!)» اين سند در ادامه با استدلالاتي عجيب! لزوم كاهش هزينه نظامي كشور را اينچنين اعلام كرده است: «به علت حضور آمريكا و به لحاظ تغيير استراتژي و تكنولوژي جنگي، ايران مي تواند با كاهش هزينه هاي نظامي به 20 درصد سطح فعلي، سطح امنيت وجودي خود را ارتقاء دهد(!).»
ضمناً بايد توجه نمود كه روند كاهش بودجه نيروهاي مسلح نسبت به بودجه عمومي كشور در سالهاي 80 تا 83، طي مكاتبات ستاد كل نيروهاي مسلح با دولت قبلي و مجلس ششم در اسناد كشور به ثبت رسيده است.

- خاتمی روز دوشنبه- 17 فروردین که برای شرکت در دومین اجلاس «ائتلاف تمدن ها» به ترکیه رفته بود، با «آندرسون فوگ راسموس» دبیرکل جدید ناتو و نخست وزیر سابق دانمارک و از حامیان کاریکاتورهای موهن علیه ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) دست داده و خوش و بش کرده بود. آقای سیدمحمد خاتمی اگرچه دیگر رئیس جمهور نیست و از کاندیداتوری برای ریاست جمهوری دهم نیز انصراف داده است ولی حضور 8 ساله ایشان در مسند ریاست جمهوری کشورمان، چه بخواهند و چه نخواهند بخشی از شخصیت حقوقی جناب خاتمی است که متعلق به شخص ایشان نیست، چرا که این جایگاه در چارچوب نظام اسلامی و با رأی مردم به دست آمده و به ایشان واگذار شده بود، بنابراین، می توان و باید این بخش از شخصیت حقوقی آقای خاتمی را امانتی دانست که از سوی نظام و مردم به ایشان داده شده است.

-دولت آقاي خاتمي در مقطعي با برداشت 130درصدي از حساب ركورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخيره ارزي را شكسته است كه هنوز هم اين ركورد ادامه دارد.

-  ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهره‌برداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
با احتساب یک فاز دوران آقازاده، پس از ۸ سال تصدی وزارت نفت توسط کارگزاران جمعاً فقط پنج فاز میدان عملیاتی شده بود و بقیه فازها تا پیش از دولت نهم بلا تکلیف بودند این در حالی است که هم اکنون بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت آقای احمدی نژاد، ۷ فاز در حال اجرا، ۶ فاز در مرحله انتخاب پیمانکار، ۵ فاز در حال مناقصه و فازهای ۶،۷و۸ نیز افتتاح شده و فازهای ۹و۱۰ نیز در مرحله راه اندازی هستند.
این اقدامات جدای از میادینی همچون پارس شمالی و میادین تحت پوشش فلات قاره ، نفت مناطق مرکزی ایران و مناطق نفخیز جنوب هستند.

-  از دیگر نتایج عملکرد وزارت نفت در دولت اصلاحات، ضایع شدن منابع ملی، ایجاد زمینه برای حضور بی رویه شرکت‌‏های خارجی، حاکمیت شبه تکنوکرات‌‏های غیرمتعهد، زد و بندهای سیاسی، ظهور نسل جدیدی از دلال‌‏های نفتی و همچنین شیوع مفاسد اقتصادی است که نمونه های آن را درقرارداد شرکت استات اویل و کرسنت مشاهده نمودیم.
متاسفانه در اوایل کار دولت اصلاحات واحدهای بازرسی که نقش بسزایی در جلوگیری از فساد اقتصادی داشتند در سطح وزارت نفت برچیده شدند! اما در دولت نهم این واحدها مجدداً احیا گردیدند.

- در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روش‌های غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
به عنوان مثال در زمان وزارت زنگنه، در مخزن بزرگ نفتی “پارسی “به دلیل رعایت نکردن نسبت تزریق به تولید پیشنهادی ، چاهها دچار گاز گرفتگی و نمک اضافی شدند و افت کیفیت نفت تولیدی و نهایتاً کاهش بازیافت ثانویه و آسیب رسیدن به مخزن را بدنبال داشته است. (نسبت تزریق گاز به تولید نفت ۲۵۰۰ فوت مکعب بر بشکه برنامه شده بود یعنی تزریق ۴۰۰ م.ف.م.ر گاز پیش بینی شده بود ولی به طور متوسط حدود ۱۵۰ م.ف.م.ر یعنی کمتر از ۵۰ درصد تزریق شد و در مواقعی حتی این تزریق قطع می شد).
در نتیجه ستون نفت از ۱۰۲۲ به ۳۵۰ متر و فشار از ۳۶۴۰ به ۲۴۰۰ پام کاهش یافت و سرانجام تنها در یک دوره به ازای ۱۵ میلیون نفت برداشت شده این مخزن حدود پنج میلیون بشکه آن بر اثر عدم تزریق گاز به هدر رفت.
البته وزارت نفت براساس قانون موظف بود تولید اینگونه میادین را متوقف یا کاهش دهد و بر اساس دبی تولید نفت متناسب با نسبت واقعی تزریق گاز در این مخزن عمل کند درحالی که متاسفانه در مواقعی تولید به دو برابر نیز افزایش یافت این در حالی است که برداشت غیر صیانتی از مخازن نفتی بر خلاف سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز بود.
در مخزن ” کرنج ” نیز نسبت تزریق به تولید پیشنهادی در مطالعه میدان بر اساس فشار افزایی ۲۲۲۲ فوت مکعب بر بشکه محاسبه شده است که حدود ۴۰ درصد گاز مورد نیاز در مخزن تزریق شده بود. اختلاف میزان نفت استحصالی در روش تثبیت فشار و فشار افزایی طبق مطالعه صورت گرفته در حدود ۳۰۰ میلیون بشکه است که به دلیل عدم تحقق فشار افزایی حجم عظیمی از این میزان نفت از دست رفته است.
( میادین کرنج و پارسی با ۱۹ میلیارد بشکه نفت درجا از بزرگترین مخازن نفتی کشورمان هستند. ) در سایرمخازن نیز وضع بدتری حاکم بود.

- در دوران دولت خاتمی، تمامی سیاست‌‏گذاری‌‏های انجام شده در بخش بالادستی نفت به عنوان بخش زیربنایی و پایه‌‏ای صنعت نفت کشور دارای ایرادات جدی و اساسی بود که از جمله آن می‌‏توان سیاست‌‏های وزارتخانه را در طرح توسعه میادین نفتی با شیوه نکوهیده و مطرود بیع‌‏متقابل به‌‏ویژه برای تولید و استخراج نفت از میادین غیرمشترک و مستقل درون کشور، تغییرات نسنجیده و بدون کارشناسی ساختاری، تخریب و تحقیر سازمان‌‏های ملی تولیدکننده نفت، تضعیف شدید توانمندی‌‏های ملی و وادادگی در مقابل شرکت‌‏های چندملیتی غربی را نام برد.

- با توجه به قراردادهایی نظیر دارخوین ، سروش و نوروز ، کرسنت، درود و آزادگان سوالی مطرح است که آیا نفت در دوره اصلاحات در خدمت مردم بود یا در خدمت منافع شرکت های خارجی؟!
آیا اینگونه اقدامات و قراردادهایی نظیر ” کرسنت ” در زمان اصلاحات منجر به توسعه اقتصادی و سیاسی ملت ایران شدند؟!

- کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟

- متاسفانه در ۸ سالی که وزارت نفت زیر نظر دولت خاتمی اداره می شد، مدیریت کلان این وزارتخانه بویژه شخص وزیر نفت با اعمال مدیریت آمرانه و ناکارآمد کردن کمیته‌‏های کارشناسی اعم از فنی، عملیاتی، مالی و نظارتی موجب تحمیل پروژه‌‏های سنگین ارزی و ریالی بدون پشتوانه فنی در کشور شدند که ضربات سهمگینی را به بخش بالادستی صنعت نفت وارد کرده که بخش عمده‌‏ای از آن براساس مدارک و اسناد موجود هم‌‏اکنون آشکار و قابل اثبات است و در یک کلام وزارت نفت در پایان دوره ۸ ساله اصلاحات در آستانه فروپاشی قرار داشت.

-  روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!

- شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است.

- در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا“ بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟

- فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).

- در دوران ۸ ساله تصدی کارگزاران در نفت تلاش زیادی برای ضعیف و عقب مانده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان کشور شد. با بزرگ نمایی مشکلات نفت و ناکارآمد جلوه دادن توانمندی های داخلی در آن مدت موجب استقراض ۷۰ میلیارد دلاری کشور شدند.
خوشبختانه امروز با درایت دولت نهم و همکاری مجلس هشتم و تلاش مدیران و کارکنان صنعت نفت افق های روشنی در مقابل این صنعت استراتژیک قرار دارد که تبدیل کشور به صادر کننده فرآورده های نفتی با احداث ۷ پالایشگاه جدید از جمله این دستاوردهای با برکت است.

- زد و بند با شرکت نفتی نروژی یا هلندی-انگلیسی به قیمت چند میلیون دلار رشوه ازجمله قراردادهای بیع متقابل.

-  فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .

- آقای عباسعلی نورا نماینده مجلس در دروره ی پنجم : وقتی تحقیق و تفحص درباره ی قراردادهای نفتی را شروع کردیم یکی از دوستان من در سازمان بازرسی (کل کشور) به من دلسوزانه گفت فلانی سراغ این قبیل پرونده ها نرو!! پورسانت - رشوه و هدایایی که در این قبیل زد و بندها می دهند لااقل چند میلیون دلار است و با این مبالغ هنگفت هم میتونند پول بدهند اوباش تو بستگانت را زیر چرخهای اتوموبیل ببرند و هم اینکه آدمها و روزنامه ها و گروههایی را بخرند! تو را ترور شخصیت کرده و از حیز انتفاع ساقط کنند.

- ارائه ی طرح لوایح دوقلو به مجلس برای اولا افزایش اختیارات رئیس جمهوری و دوم حذف نظارت استصوابی !! توسط مثلا محمد خاتمی بر خلاف قانون اساسی.

- حیف و میل ۷/۱ میلیارد تومان در موضوع افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) در وزارت راه دولت اصلاحات و نهایتا استیضاح وزیر مربوطه در اثر کم یا بی کفایتی در رخ دادن حادثه ی نیشابور و عزل او .
سپس در اقدامی شگفت آور خاتمی اقدام به تغییر سمت آقای خرم و تبدیل او به مشاور ریاست جمهور بعد از عزلش کرد!

- تعلیق سه ساله ی مراکز غنی سازی اورانیوم و پلمپ نیروگاههای نطنز و بوشهر سرافکندگی ملی و دولت در اثر وادادگی در برابر دول غربی در مذاکرات فرسایشی و زمان کش در مضوعات متفاوت از جمله مسئله ی هسته ای !! حقوق بشر و دموکراسی .

- عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .

- دادن مجوز چاپ کتابهای الحادی و مروج فساد ارتباطهای نامشروع و چاپ شدن آنها در درصد های قابل توجه توسط وزارت فرهنگ دولت اصلاحات به علاوه ی اکران فیلمهای تاسف بار مروج بی تقیدی و آزادی خواهی در روابط اجتماعی بی هیچ منع قانونی و سیاه نمایی وضعیت زندگی در ایران و ضربه به دین اعتقادات دینی و افراد با ظاهر مذهبی در سیمناها و فیلمهای منتشره ی دولت توسعه ی مدنی.

-  بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!

-  در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .

- در سمت معاونت پارلمانی از آقای محمد علی ابطحی استفاده شد. این شخص با لباس روحانیت که معمم به عمامه ی مشکیست کمترین هنر نمایی را در انجام وظایفش در کسوت معاونت پارلمانی رئیس جمهوری دارد ، برخی اوقات به عکس گرفتن با گوشی همراهش مشغول بود. گاهی اوقات به اظهار نظرهای دور از انتظار میپرداخت، بطوری که بعد گذشت چند سال از پایان عمر سیاسیش در دولت، اظهاراتی شاید بتوان گفت کوته فکرانه را از او شاهد هستیم . از جمله در مصاحبه ای که با سی ان ان داشت گفته بود : برنامه ی اصلاح طلبان پایان دادن به 3دهه خصومت بین واشنگتن و تهران است. در ادامه اظهار داشته که روی کار آمدن اوباما در آمریکا یک فرصت است، ایران از این فرصت باید برای تغییر استفاده کند طوری تبدیل به یک تهدید جدی نشود. ( او شاید توان توضیحی قانع کننده را ندارد که چرا اینگونه و تاسف انگیز از توجه به اعتقادی و دینی بودن عمق اختلافات ما با امریکا از مستکبرانه بودن و با نگاه آقا بودن بر دیگر ملل که ماهیت رفتاری قطب سرمایه داری غرب است که اسیر بحرانی خودساخته و ناخواسته شده است.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نامتعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم .
اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستادمردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم.  و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی و نداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود) .

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- در سومین همایش موج سوم که توسط حامیان موسوی و خاتمی ترتیب داده شده بوده وقتی کلیپ ارتحال حضرت امام پخش میشه و خبر رحلت آن بزرگوار توسط گوینده خبر خونده میشه حاضرین در حضور خاتمی و میرحسین سوت و هورا میکشن و کف میزنن... این کلیپ مروری گذرا بر مبارزات تاریخی مردم ایران برای استقلال و آزادی بود .
آقای خاتمی که امتحان خودشان را قبلا به خوبی پس داده اند و انتظاری از ایشان نمیرود.
اما آیا ترک کردن جلسه ای که در آن به امام توهین میشود برای یاور امام(؟!) انتظار زیادی است ؟ +

- زماني که دکتر احمدي نژاد دولت را از آقاي خاتمي تحويل گرفت ، دولت 15ميليارد دلار بدهکاري داشت. اگر در دوران خاتمي در صندوق ذخيره ارزي پولي وجود داشت بدهکاري هاي آن نيز زياد بود.
دولت نهم 70 ميليارد دلار را به کارهاي عمراني اختصاص داده و 30 ميليارد دلار ديگر را نيز به صورت وام در اختيار صنعتگران قرار داد که بايد آن را بازگردانند.

- رشد هزینه های جاری یکی از شاخصهای مهم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد دولتها در حجیم تر شدن است و در این خصوص دولت اصلاحات طی سالهای ۷۶ تا ۸۳ یکی از بدترین عملکردها را بین دولتها داشته است و دولتی که در سال ۷۶ توانسه بود تنها با ۴۴۰۰ میلیارد تومان دستگاه حجیم خود را بگرداند، در سال ۸۳ با ۴۰ هزار میلیارد تومان اداره شد و به این ترتیب دولت دوم خرداد دستگاه دولتی را به شدت به هزینه های جاری وابسته کرد.
بر اساس مستندات بانک مرکزی که توسط مقامات این بانک در دولت گذشته منتشر شده، هزینه های جاری دولت گذشته به طور متوسط هر سال دچار افزایش ۱۰۰ درصدی شده است و از ۴۴۰۰ میلیارد تومان در سال ۷۶ به ۳۹ هزار و ۴۷۰ میلیارد تومان در سال ۸۳ افزایش یافته است.
بنابراین گزارش، رکورد افزایش هزینه های جاری طی ۱۲ سال مورد بررسی در سال ۸۲ رقم خورد به گونه ای که هزینه جاری ۱۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت در سال ۸۱ به یکباره با ۹۹/۳ درصد افزایش به ۲۹ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان در سال ۸۲ رسیده است.
به گزراش فارس این در حالی است که دولت نهم علیرغم اینکه دستگاه دولتی به واسطه عملکرد چندین ساله دولتهای گذشته به هزینه های جاری وابسته شده بود و در سال ۸۴ رقم ۵۹ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان برای هزینه های جاری ثبت شد، توانست با مدیریت صحیح، هزینه های افسار گسیخته دستگاه دولتی را کنترل کند و در سال ۸۵ که در واقع اولین سال مدیریت کامل این دولت به واسطه تهیه اولین بودجه دولتی بود، هزینه های جاری را به ۴۱ هزار و ۵۷۸ میلیارد تومان در این سال کاهش دهد که تقریبا ” معادل هزینه های جاری سال ۸۳ است.
بر اساس مستندات بانک مرکزی، هزینه های جاری دولت در سال ۸۶ نیز کنترل شد و تنها با ۱/۳ درصد افزایش به ۴۲ هزار و ۱۳۳ میلیارد تومان رسید.
نکته اساسی اینکه، در سالهای ۸۵ و ۸۶ درآمد نفتی دولت نهم به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دولت اگر می خواست روند رشد هزینه های جاری خود را مطابق دولت گذشته ادامه می داد، هزینه های جاری دولت از سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نیز فراتر می رفت؛ ولی با سیاستهای کنترلی دولت و تاکید رئیس جمهوری بر صرفه جویی در هزینه های جاری این امر محقق نشد.
بر اساس این گزارش، در قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور نیز مجلس ۶۲ هزار و ۱۱۶ هزار میلیارد تومان برای هزینه های جاری دولت مصوب کرد که طی ۹ ماهه سال ۸۷ حدود ۴۱ هزار میلیارد تومان از این مبلغ مصوب هزینه شد و پیش بینی می شود تا پایان سال ۸۷ مجموع هزینه های جاری دولت به حداکثر ۵۷ هزار میلیارد تومان برسد که با این حساب از رقم مصوب مجلس و همچنین میزان هزینه های جاری سال ۸۴ کمتر است.
این در حالی است که اگر هزینه های جاری دولت در سه ماهه آخر سال ۸۷ رقم ۱۸ هزار ملیارد تومان هم برآورد شود، هزینه های جاری دولت در این سال به رقم ۵۹ هزار میلیارد تومان سال ۸۴ می رسد و بنابراین رشد هزینه های جاری دولت در انتهای سال ۸۷ در مقایسه با آغاز به کار دولت نهم یعنی سال ۸۷ صفر می شود.

- ديوان محاسبات در گزارش تفريغ بودجه سال 1383 مي‌گويد كه 1029 دستگاه دولتي اصلاً جواب ديوان را هم نداده‌اند!!

- در سال 83 بايد 34 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي توسط شركت ملي نفت ايران به خزانه واريز مي‌شد كه تنها 28 ميليارد دلار به خزانه واريز شده است و 6 ميليارد تخلف محسوب شده است و اگرچه اين تخلف در واقع گردش در حسابهاي مختلف وزارت نفت است و به مرور تصفيه مي‌شود اين تخلف در سال 86 به تدريج كاهش يافته و به 1 ميليارد دلار كاهش يافته است و 5 ميليارد دلار مستقيماً به خزانه‌ واريز شده است.

- در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 ميليارد دلار از درآمدهاي ارزي استفاده شود در حالي که در سال 1381، اين رقم را به 77 ميليارد دلار تغيير دادند، چون ديدند اضافه برداشت كرده‌اند.

- دولت آقاي خاتمي تا پايان برنامه سوم توسعه 121 ميليارد دلار هزينه كرد كه بيش از دو برابر پيش‌بيني جدول اوليه برنامه سوم بود و جزئيات آن در نماگرهاي بانك مركزي وجود دارد.

 

.

.

.

شما هم ما را در تکمیل این پست یاری کنید...

 لینک ثابت ....        

سخنان مقام معظم رهبري در حمايت از دولت

نوشته شده توسط: حامي جوان ، در  شنبه چهاردهم شهریور 1388  ساعت 16:54

این پست بعد از هر سخنرانی آقا بروز خواهد شد.
اگر دوستان مطلبی از مقام معظم رهبری درباره دولت دیدند که در این آرشیو نبود لطفا با ذکر منبع و تاریخ سخنرانی در نظرات بفرمایند.
تمام جملات دارای تاریخ و منبع و رفرنس به سخنرانی مربوطه در سایت مقام معظم رهبری است .

طرح تحول اقتصادی در بیانات رهبر انقلاب

بیانات رهبر معظم انقلاب درباره سفرهای استانی

تعاریف رهبری از دولت نهم به صورت موضوعی و تعداد تاکید بر آن

مقایسه انتقادی دولت های قبل با دولت نهم در بیانات

خلاصه بیانات مقام معظم رهبری در سال 88 در حمایت ازدولت نهم

خلاصه بیانات مقام معظم رهبری در سال 87 در حمایت از دولت نهم

خلاصه بیانات مقام معظم رهبری در سال 86 در حمایت از دولت نهم

خلاصه بیانات مقام معظم رهبری در سال 85 در حمایت از دولت نهم

خلاصه بیانات مقام معظم رهبری در سال 84 در حمایت ازدولت نهم

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - hamianejavan.blogfa.com & Designer: Ali Moradi